تاریخچه تهران : تهران چگونه پایتخت شد ؟ شرحی از گذشته و حال تهران

تاریخ گذشته و حال تهران و مکان های دیدنی


تهران چگونه پايتخت شد ؟

-------------------------------------------------------

========================================================

-----------------------------------

 امیدواریم استحکام ، زیبائی و مهمتر از همه اعتبار فروشنده شرکت سرمایه گذاری توسعه ساختمان سپهر تهران متعلق به بانک صادرات)شما را ترغیب نماید تا در صورت نیاز به ملکی اداری یا واحدی تجاری دنبال سرمایه گذاری مطمئن هستید، یکی از خریداران این پاساژ باشید.

اطلاعیه پیش فروش آپارتمان اداری و مغازه تجاری در بر خیابان آزادی تهران 

 برای اطلاع از جزئیات فروش (پیش فروش )آپارتمان در خیابان فرشته تهران ت روی عکس کلیک کنید  

اطلاعیه فروش واحد های تجاری و آپارتمان های اداری در خیابان آزادی تهران تلفن 09361014411 بازار بورس صنایع دانش بنیان آزادی بورس تخصصی صنایع پزشکی ، دندانپزشکی ، علوم آزمایشگاهی و داروسازی  

=========================


اطلاعیه فروش واحد های تجاری و آپارتمان های اداری در خیابان آزادی تهران تلفن 09361014411 بازار بورس صنایع دانش بنیان آزادی بورس تخصصی صنایع پزشکی ، دندانپزشکی ، علوم آزمایشگاهی و داروسازی  فروش واحد های تجاری و آپارتمان های اداری در خیابان آزادی تهران تلفن 09361014411  بازار بورس صنایع دانش بنیان آزادی  بورس تخصصی صنایع پزشکی ،  دندانپزشکی  ، علوم آزمایشگاهی  و داروسازی   احتراما ، شرکت سرمایه گذاری ساختمانی سپهر تهران ، متعلق به بانک صادرات ایر ان ، مفتخر است که پروژه  ساختمانهای  بورس صنایع خاص صنعتی را با همکاری بانک صادرات وبامشخصات ذیل عرضه می نماید.      کاربری این مرحله : شرکتهای مواد اولیه -  تولید کننده وبازرگانی در رشته های  دندانپزشکی - تجهیزات پزشکی -  تجهیزات علوم آزمایشگاهی  -  داروسازی وزیست فناوری      (بدلیل بورس بودن ونوع کاربری ویژه ساختمان وافزایش منافع خریداران ، کاربری صرفا در رشته های مورد نظر خواهدبود)     سه طبقه بورس تجاری وویترین فروش شرکتها  -  دو طبقه تعمیرات دستگاههاوخدمات رفاهی -  پنج طبقه دفاتر اداری وبازاریابی  آدرس پروژه : تهران – خیابان آزادی – بین چمران واسکندری روبروی ایستگاه مترو توحید- بازار بورس دانش بنیان آزادی     شرایط فروش دی ماه 1393 : نقد واقساط براساس پیش ثبت نام وانتخاب شرکتها ومشاغل از طرف شرکت سپهر تهران     شرایط پرداخت تجاری:20 درصد مبایعه نامه 40 درصد زمان تحویل 35 درصد اقساط 22 ماهه بدون سود و 5درصد زمان سند  شرایط پرداخت اداری:25 درصد مبایعه نامه 35 درصد زمان تحویل 35 درصد اقساط 19 ماهه بدون سود و 5درصد زمان سند     ویژکیها: قرارگیری در اصلی ترین خیابان استقراردانشگاهها ومراکز آموزش عالی -  استفاده از طراحی های پایه واستاندارد معماری برای فضای اداری وتجاری  – استفاده از مصالح درجه یک – وجود ساختمان درمهمترین نقطه بر خیابان آزادی -   سهولت دسترسی واستقرار ایستگاه مترودر برابر ساختمان ، خطوط BRT  شرقی –غربی و شمالی –جنوب درمجاورت ساختمان.      در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر وبازدید پروژه با شماره های  66122692 – 66122692 - 66120538- 09109808523 حوزه  فروش بازار بورس آزادی -  سرکار خانم مهندس یحیوی تماس حاصل فرمایید.        کلمات کلیدی جهت موتور های جستجو در اینترنت  فروش واحد تجاری در خیابان آزادی ، بورس واحد های تجاری مخصوص لوازم پیشرفته پزشکی و دندانپزشکی ، مغازه فروش وسایل دندانپزشکی ، واحد تجاری اداری وسایل پزشکی و دندانپزشکی ، پاساژ تخصصی وسایل پزشکی و دندانپزشکی ، خرید و فروش آپارتمان های اداری در تهران ، بورس تخصصی صنایع پزشکی  دندانپزشکی  علوم آزمایشگاهی  و داروسازی ، شرکتهای مواد اولیه -  تولید کننده وبازرگانی در رشته های  دندانپزشکی - تجهیزات پزشکی -  تجهیزات علوم آزمایشگاهی  -  داروسازی وزیست فناوری ،

------------------------------------------------

به عقيده اکثر تاريخ نگاران ، قاجاريه در اصل طايفه يي  از نژاد مغول  بودند، که همراه با چنگيز و جانشينان مهاجهم او به کشورهاي اسلامي آن روزگار آمده ، در ‍«  ايران ‍» ، شامات و مخصوصآ در حدود ارمنستان مستقر شده بودند.  اين طايفه به هنگام تشکيل سلسله صفويه به ياري شاه اسماعيل صفوي ، مؤسس اين سلسه ، شتا فتند . پنجاه سال بعد ، در زمان شاه عباس اول ملقب به ‍«  کبير ‍» ، که پنجمين پادشاه سلسله صفوي بود ، قاجاريه براساس مقاصد سياسي –  نظامي خويش از محل اصلي خود به نقاط مختلف کوچ داد  و به مرور زمان، آن دسته از قاجاريه که به منظور جلوگيري از دستبرد هاي ترکمانان در استرآباد و گرگان مستقر شده بودند ، در اواخر عهد صفوي قدرت و شوکت بسيار يافتند و چابک سوران در ظهور ‍«  نادر ‍»  که از نوابغ عصر  خود بود ، در ارتش جهانگشاي او نقش مهمي داشتند و حکومت استر آباد و گرگان نيز معمولا در دست بزرگان طايفه بود . ‍«  نادر ‍»  که در پايان عمر خود  دچار جنون  قدرت شده بود ، بعد از دوازه سال سلطنت و آن همه فتوحات نمايان در ماوراي مرزهاي ايران ، سرانجام به دست سران ‍«  قزلباش ‍» که از فرماندهان سپاه او بودند ، کشته شد و با مرگ او ، که در 257 سال پيش اتفاق افتاد ، بار ديگر خان هاي مدعي سلطنت و سران ايلات و عشاير براي تصاحب تاج و تخت به جان هم افتادند . در روزگار قديم تغيير سلطنت هميشه با آشوب ها و قتل و غارت ها و جنگ ها ي خونين همراه بود . خونها ريخته مي شد و خانمان ها برباد مي رفت و هميشه ملت مظلوم ، وجه المصالحه مناقشات اهل قدرت بود  تا ظالمي برود و ظالمي ديگر به جاي او بنشيند . باري ‍«  نادر ‍» که کشته شد ، رقيبان به جان هم افتادند . جنگ هاي خونين مدعيان سلطنت يازده سال نمام به طول انجاميد و سرانجام از مدعيان تاج و تخت ايران دو نفر بيشتر باقي نمانده ، يکي از اين دو ‍«   محمد حسن خان قاجار ، پدر آقا محمد خان ، مؤ سس سلسله قاجاريه ، بود که بر سواحل خزر و شمال ايران تا اصفهان مستولي بود ، و ديگري کريم خان زند که بر فارس و قسمتي از ايران غربي فرمانروايي داشت . اما تقدير چنان رقم ده بود که محمد حسن خان با وجود فتوحات درخشاني که کرده بود به دست خودی ها کشته شود و چنين شد . ‍« آقامحمد خان ‍» قاجار ، بعد از کشته شدن پدر، از بيم دشمنان خانوادگي که قصد جانش را داشتند  به ‍«  صحراي يموت ‍» گريخت و نزد ترکمانان پناه جست و بعد از چهار سال دربدري و آوارگي به دربار کريمخان زند برده شد و ‍«  خان زند ‍» او را تحت حمايت خود گرفت و با خود به شيراز برد . ‍«  آقا محمد خان قا جار ‍» ، که در کودکي به وسيله دشمنان پدرش ‍« مقطوع النسل ‍»  شده بود، تا هنگامي که ساعات عمر ‍«  خان زند ‍» به شمارش افتاد به گروگان در دربار کريمخان بود، و چون به وسيله يکي از زنان حرم که با او نسبتي داشت از مرگ قريب الوقوع خان زند با خبر شد ، تصميمي بموقع گرفت ، منتظر مرگ کريمخان نماند ، خان را مرده انگاشت و با چند تن از سران قاجاريه ، که مثل خود او در دربار کريمخان گروگان بودند ، بي خبر از شيراز گريخت و به تاخت خود را به دهکده ‍«  تهران ‍» رسانيد ، يعني همان دهکده يي که مقدر بود پايتخت جديد ايران باشد . اين واقعه در 1193 هجري قمري ، يعني 225 سال پيش اتفاق افتاد .

‍  تهران ‍ در گذشته هاي دور

‍«  تهران ‍»، پيش از اسلام و بعد از  آن ، از  ‍«  ري ‍»  تبعيت داشته و ‍«  ري ‍» از شهرهاي بزرگ و معتبر مشرق زمين بوده است تا آنجا که شهرت و ثروت اين شهر از قلمرو تاريخ به عالم شعر و ادب رسيده و دوبيتي هاي منسوب به بابا طاهر عريان :
‍«  دوچشمونت پياله پرز مي بي         دوزلفونت خراج ملک ري بي ‍»
حکايت از آن دارد که ثروت سرشار مردم ‍«  ري ‍» زبانزد مردم آن روزگار بوده است . نام ‍«  تهران ‍» را در متون قديم اسلامي در ترجمه احوال يکي از محدثين بزرگ به نام ‍«  محمد بن ابو عبداله حافظ تهراني رازي ‍» مي بينيم . اين اثر مربوط به 1157 سال پيش است و اين خود دليل بر آن  است که در آن روزگار دهکده يي به نام ‍«  تهران ‍» وجود داشته و از آبادي هاي حومه ‍«  ري ‍» به شمار مي رفته است . در فارسنامه ‍«  ابن بلخي ‍» نيز که مربوط به سال هاي 500 تا 510 هجري قمري يعني 918 سال پيش مي باشد . از ‍«  تهران ‍» به خاطر انارهاي خوبش ياد شده است . اگر چه در آثار مکتوب قديمي از تهران قبل از اسلام نام برده نشده است ، ليکن کاوش هاي باستان شناسي 1321 شمسي در دهکده ‍«  دروس ‍» شميران نشان مي دهد که در اين منطقه ، در هزاره دوم پيش از ميلاد ، مردمي متمدن زندگي مي کرده اند. همچنين کاوش هاي ديگري که در 28 سال پيش در ارتفاعات قيطريه انجام شد، حاکي از آن است که اين پهنه در سه هزار سال  پيش ،  محل زندگي مردمي متمدن بوده است و همين بررسي ها نشان مي دهد که ‍«  تهران ‍» در اعصار قبل از اسلام از مناطق مذهبي  بود ه و آيين زرتشتي در اين منطقه رونق داشته است . همچنين پرستش ‍«  مهر ‍»  و آيين ‍«   ناهيد پرستي ‍» نيز در جلگه پهناور ‍« تهران ‍» از رواج کامل برخودار بوده است.
در متون قديم از محلات ‍«  عودلاجان ‍» و  ‍«  چال ميدان ‍» و ‍«  بازار ‍» و ‍«  سنگلج ‍» به عنوان قديمي ترين مناطق ‍«  تهران قديم ‍» ياده شده است . همچنين از مطالعه اين متون چنين برمي آيد که مردم دهکده  ‍« دولاب ‍» و ‍«  تهران ‍» پيرو مذاهب اهل سنت و اهالي ‍«  ونک ‍»  و  ‍«  فرح زاد ‍» شيعه و زيدي مذهب بوده اند . در کتاب ‍«  آثار البلاد ‍» زکرياي قزويني نيز ، که مربوط به 674 هجري قمري ( يعني 744  سال پيش ) است ، اطلاعات جالبي درباره مردم اين دهکده وجود دارد در اين کتاب ‍«   تهراني ‍»  ها  مردمي سرسخت و ياغي ، باج نده و ستيزه جو توصيف شده اند . همچنين آمده است که  ‍«  تهران ‍» دوازه محله دارد و اهل هر محله با محله ديگر در نزاع اند و به سلطان وقت خراج نمي دهند ، خانه هايشان نيز در زير زمين است. اين نکته را ياقوت حموي نيز در کتاب ‍«  معجم البلدان ‍» آورده و نوشته است : ‍«  خانه ها ي ايشان را ديديم که به تمامي در زير زمين ساخته شده است و راه عبور درهايي که به خانه ها مي رسد ، در نهايت تاريکي و صعوبت عبور است ، اين کار را براي جلوگيري از تهاجم  شبانه و غارت سپاهيان مي کنند و ، هر گاه خانه ها چنين نمي بود ، کسي در آنجا باقي نمي ماند . ‍»

روزي که تهران پايتخت ايران شد

گرچه امروزه انتخاب تهران به عنوان پايتخت ايران از ديد کارشناسان محيط زيست خبطي بزرگ و خطايي نابخشودني به شمار مي آيد ، اما آن روز که آقا محمد خان قاجاراين دهکده کوچک را پايگاهي براي استقرار حکومت قاجار قرارداد ، تصميمي درست ، بجا و سرنوشت ساز گرفت ، زيرا موقعيت نظامي – جغرافيايي تهران طوري بود که پشت سرش در شمال ، چابک سواران قاجار گوش به زنگ بودند و زير پايش در مرکز و جنوب ايران ، مهم ترين مدعيان سلطنت خونين ترين نبردها را تدارک مي ديدند . در شرايطي که ملوک الطوايفي و خانخاني ، ايران را تکه تکه کرده بود و در هر گوشه اي خاني سر برآورده ، ادعاي سلطنت مي کرد ، مهمترين عامل در انتخاب پايتخت موقعيت نظامي – جغرافيايي آن بود ؛ و تهران مي توانست همان جايي باشد که آقا محمد خان مي خواست يعني مرکز ثقل سلطنت جديد و ستاد نظامي خان قاجار . روزگار به کام خون آشامان بود . هنوز چند سالي بيشتر از مرگ نادر نمي گذشت که خون آشام ديگري ، که البته نبوغ نظامي هم داشت ، سر برآورده بود تا آنچه را نادر فرصت ويران کردنش را پيدا نکرده بود ، او به ويراني بکشاند و بيگناهاني را که اجل به نادر مهلت نداده بود خونشان را بريزد ، او از دم تيغ بي دريغ بگذراند ، و خانمان ها بر باد دهد و کله منارها بسازد .
در غرب هم جمهوري خواهان فرانسه به قدرت رسيده بودند . ‍«  بناپارت ‍» در آستانه ظهور بود تا چند صباحي ديگر ، آن سوي دنيا را به خاک و خون بکشد ؛ با جانشين همين ‍«  خواجه تاجدار ‍» طرح دوستي بريزد ، سفير فوق العاده به دربار او بفرستد ، هداياي بيشمار ، مستشاران نظامي و اسلحه و ساز برگ روانه کند و در گرما گرم نبرد ، رفيق نيمه راه باشد ، ايران را تنها بگذارد ، ملت ايران را وجه المصالحه روس و انگليس کند و چنان بار کمر شکني بردوش اين مردم بي گناه بگذارد که تا  ‍«  انقلاب اسلامي ‍» زمين گذاشتني نباشد. باري ، تهران به خاطر شرايط بسيار مساعد سوق الجيشي اش عملاً پايتخت و ستاد نظامي ‍«  خواجه تاجدار ‍» شد . اما تهران چه بود و چه داشت ؟ هيچ ! دهکده يي بود با ده پانزده هزار جمعيت . نه کاخي داشت تا سزاوار پادشاه باشد ، و نه مهمانسرايي که آبروي ‍« خواجه تاجدار‍» را در پيش سفيران شاهان و فرمانروايان جهان حفظ کند .
سيصد سال پيش از آنکه خواجه تاجدار تهران را پايتخت خود کند ، به دستور شاه طهماسب اول صفوي ، فرزند شاه اسماعيل مؤسس اين سلسله ، با رويي به گرد اين آبادي کشيدند ، و اين کار هيچ دليلي نداشت جز اينکه پايتخت شاه طهماسب اول در قزوين بود و چون او غالبا به زيارت حضرت عبدالعظيم ( ع ) مي آمد، مي خواست در جوار حرم مطهر استراحتگاهي داشته باشد . تاريخ نويسان نوشته اند که : ‍« شاه طهماسب در سنه 961 هجري قمري فرمان داد تا بارويي دور تهران بنا کنند . مسافت اين بارو ، شش هزار قدم بود . و نيز شاه طهماسب دستور داد تا به عدد سوره هاي مبارکه قرآن مجيد 114 برج در اين بارو بسازند و در هر برجي يک سوره از سوره هاي قرآن کريم را حک کنند . همچنين به دستور شاه طهماسب صفوي ، براي تهران چهار دروازه ساختند که رو به چهار سوی دنیای پیرامون داشت، (از شمال به میدان توپخانه و خیابان سپه، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری و از غرب به خیابان وحدت اسلامی (شاپور) محدود می‌شد) و دور تا دور آن خندقي کندند و از خاکش ، قلعه و برج هاي آن را ساختند . چون خاک خندق ها براي ساخت و ساز برج و بارو کفايت نمي کرد از دو محله شهر خاکبرداري کردند . از همان زمان اين دو محل معروف شد به  ‍«  چال ميدان ‍» و ‍«  چال حصار ‍» . ‍»
منطقه شمالي تهران به ظاهر از روزگار گذشته به شاهان و اميران و بزرگان اختصاص داشته ، و اين همان منطقه اي است که بازار تهران و کاخ گلستان در آن قرار دارند . در محلي که پادشاهان  قاجار بعدها در آن ارک سلطنتي و کاخ گلستان را بنا کردند قبلاٌ به دستور شاه عباس باغي احداث شده بود به نام ‍«  چها ر باغ ‍» و چنارها ي کهن آن به چنارهاي شاه عباسي معروف بوده است .
اين بود وضع تهران به هنگام ورود آقا محمد خان قاجاربه اين شهر ، اما در همان دهه اول فرمانروايي او ، تهران بطور محسوسي رو به آباداني گذاشت . ‍«  مسيو اوليويه ‍» ، سياستمدار و پزشک فرانسوي که در اوان ظهور آقا محمد خان قاجار به تهران آمده است ، پايتخت جديد ايران را اين طور توصيف مي کند : ‍«  تهران در سطحي خوب و هموار ، که به خوبي آبياري شده است، واقع است . قله دماوند ، که قريب به ده فرسخ در جهت شرقي تهران است ، از همه قله هاي اين سلسله جبال مرتفع تر است و همواره و در تمام فصول مستور از برف است و بعضي اوقات دود از قله آن بيرون مي آيد . عقيده اهالي اين است که روح يکي از سلاطين بدکار ايران در اين کوه در عذاب است ‍» .
پيترودلاواله ‍» ، که در سال 1618 ميلادي ( 1028 هجري قمري ) از تهران گذشته ، نوشته است که : ‍«  اين آبادي وسيع و بزرگ است ، اما جمعيت کمي دارد . اکثر محلات اين شهر باغستانهايي است که درختان ميوه دارند . تمامي کوچه ها آب جاري دارند و با سايه درختان چنار پوشيده شده اند ، به همين جهت اين شهر را ‍«  شهر چنار ‍» ناميده اند . غير از اين ، چيزي که در خور گفتن باشد ، در اين شهر ديده نشد ‍»
در ايام سلطنت سلسله صفويه ، شهر تهران شهر چندان قابلي نبوده است و جمعيت کمي که در آن ساکن بوده اند ، مايه شهرتي براي اين شهر نشده اند . تهران مزيتي نداشته است جز اينکه اراضي آن وسیع و حاصلخيز بوده و به خوبي آبياري مي شده است . مردم تهران دهقان و زارع بوده اند ، و محصولات   زمين هاي آنان ، غير از گندم و جو و حبوبات ، چيز ديگري نبوده است . البته چون گله هايي هم داشتند ، پشم نيز عمل مي آورند و تمامي اين پشم به قزوين و قم حمل مي شده است . در فتنه افغان ، مهاجمين افغاني به بهانه اينکه دروازه شهر را دير گشوده اند، دست به کشت و کشتار مردم تهران زدند و شهر را بکلي خراب کردند .

آباداني تهران در زمان خواجه تاجدار

‍«  مسيو اوليويه ‍» در يادداشت هاي خود پس از اشاره به سوابق تاريخي تهران و بناهاي صفوي و خراب شدن و انهدام آن بنا ها در فتنه افغان ، مي نويسد :
‍«  آقا محمد شاه که پايتخت خود را در اين شهر قرار داد ، کاروانسر اهاي خوب و مکان هاي مرغوب بنا کرد . چنانکه امروزه تهران بهترين شهر هاي مملکت  ايران شمرده مي شود . ارک و عمارت شاهي ، کمال وسعت و نيکويي عمارت و زينت باغ و فراواني آب را دارد اين ارک در طرف شمالي شهر واقع شده و به قدر يک چهارم شهر بزرگي دارد و مانند خود شهر به شکل مربع با ديوارهاي بلند و عريض با خندقي پهن و عميق ، مصون و محفوظ است و تمامي اين حصار از گل ساخته شده است . حصار شهر ، همان طور که گفته شد ، مربع است و به مقدار دو ميل ( هر ميل 1600 متر ) بيشتر دور دارد ، اما به قدر نصف داخل آن مسکون نيست . باغهاي وسيع پر از درخت ميوه در آن است و در وسط هر ضلعي از بارو ، دروازه يي ساخته اند که به هنگام ضرورت و محاصره ، به وسيله برج هاي گرد و مدور ، که به قدر سيصد قدم بيشتر است و دو عراده توپ در آن مي توان جاي داد ، شهر و دروازه ها محفوظ مي مانند . ‍»
‍«  مسيو اوليويه ‍» ، سياستمدار و پزشک معروف فرانسوي ، آن گاه به پيش بيني آينده تهران مي پردازد و عظمت امروزي تهران را پيش بيني .  و به عبارت بهتر پيشگويي مي کند :
‍«  با وجود سعي و کوشش زيادي که آقا محمد شاه در ازياد جمعيت شهر به عمل مي آورد و حمايت و اعانتي که از کسبه و تجار مي کند ، خاصه آنهايي که به تازگي به تهران مهاجرت کرده در آن شهر مسکن مي کنند ، هنوز جمعيت آن تاريخي که ما وارد شديم ( 1211 هجري قمري ) بيشتر از پانزده هزار کس نبود . قراول و عملجات ديواني را نيز که به قدر سه هزار نفر مي شدند ضمن اين جمعيت به شمار آورديم به نظر مي رسد که اگر جانشينان آقا محمد شاه در اين شهر سلطنت کنند جمعيت اين شهر بسيار عظيم شود ‍» .

هواي تهران سالم نيست

‍«  مسيو اوليويه ‍» آن گاه به آب و هواي تهران اشاره مي کند و از گرمي هوا و ناسالمي آن مي نالد و درجه حرارت را در تابستان 27 الي 30 درجه ذکر مي کند، بقيه خاطرات او را مي خوانيم:
‍«  هواي تهران سالم نيست. در اواخر تابستان در اينجا امراض خطرناک و نوبه و تب و لرز صفراوي عموميت پيدا کرده که تا اواسط زمستان ادامه دارد. در فصل تابستان غير از اشخاصي که به جهت ضرورت شغلي و يا کارهاي لازم و ضروري مجبور به توقف در تهران باشند، يا بي چيزي و فقر مانع از حرکت آنها باشد، کسي در شهر نمي ماند اهل تهران تا اواخر پائيز که خطر ناکترين اوقات است در خارج شهر مي مانند و بعد مجدداً به شهر برمي گردد. درجه حرارت و گرمي در تهران به 27 تا 28 درجه مي رسد و باد شمال، که تابستان منضماً از جانب درياي خزر مي وزد و هوا را معتدل مي کند، در ماه هاي ‍«   ژوئن ‍» و ‍«  اوت ‍» قطع مي شود يا اينکه باد، شرقي يا غربي مي شود اگر چه اين امر به ندرت اتفاق مي افتد، ولي در صورت شرقي يا غربي شدن باد حرارت به 29 الي 30 درجه مي رسد. ‍»

آب تهران طعم آب مرداب را دارد !

‍«   مسيو اوليويه ‍» آن گاه به آب نا سالم و سنگين تهران اشاره کرده مي نويسد :
‍«  علاوه بر نا سازگاري هوا ، بدي آب است که طعم آب مرداب را دارد. آب تهران تمامي، از جانب کوه مي آيد و فراوان است بوي آب تهران از آن جهت است که مسير قنات ها را درست پاک نمي کنند. ايرانيان، به استعمال يخ بسيار مايل و راغب هستند، لذا در تمامي شهر ها يخچال دارند و در فصل تابستان يخ به وفور وجود دارد و ارزان مي فروشند ايرانيان يخ را مثل قند و نبات مي خورند ‍»

ورود آزاد ، خروج ممنوع

‍«  مسيو اليويه ‍» آن گاه به مقررات  خروج از تهران اشاره کرده مي نويسد: ‍«  به علت آنکه در تهران بسياري از اشخاص، از بزرگان و روساي قبايل، به عنوان گروگان آقا محمد خان قاجار وجود دارند که حق خروج از پايتخت را ندارند ، در اين صورت هر کس به تهران داخل مي شد مانعي نبود ، اما هر کس مي خواست از دروازه بيرون رود بايد از حاکم  شهر اجازه مخصوص مي گرفت و الا مانع مي شدند . ‍»

ورود آقا محمد شاه به تهران

"مسيواوليويه" آن گاه به تشريفات ورود آقا محمد خان به تهران اشاره مي‌كند،‍«  و اين زمان مصادف است با بازگشت او از خراسان و مصادره جواهرات نادري.
روز چهاردهم عمارت را آب و جارو زده صفا مي‌دادند كه شاه تشريف خواهد آورد. روز پانزدهم شاه نيامد، چون ساعت سعد نبود. دو روز تاخير شد. تمام ايرانيان از بزرگ و كوچك و عالم و جاهل هيچ كاري را بدون اختيار ساعت سعد، نمي‌‌كنند.
روز بيستم شاه  وارد شهر شد، تشريفات ورود ايشان را به واسطه شليك توپ خبر داند، دو ساعت به ظهر مانده در عمارت دوم خود فرود آمدند، جواهرات بسياري زيب پيكر خود كرده بودند، خاصه بازوي ايشان كه غرق جواهر بود، اين جواهرات بعضي از بازماندگان كريمخان زند گرفته شده و بعضي نيز از نبيره نادرشاه كه در همين سفر به چنگ آمده بود.‍»
"مسيواوليويه" آن گاه به بررسي افكار عمومي مردم ايران پرداخته مي‌نويسد: ‍« حقيقت اين است كه آقا محمد‌خان نظمي بنيان نهاده، راهها كمال امنيت و كاروانيان و مسافرين از گزند راهزنان ايمن شده‌اند و در تمامي قلمرو مملكت آسودگي به صورت ظاهر وجود دارد. اما آيا اين سختگيريها مي‌تواند ادامه داشته باشد؟ از اولين قدمي كه به ايران نهاديم، به چشم خود ديديم كه در كرمانشاهان، همدان، و در تهران مردم به طور مكرر در كوچه و بازار از شدت حرص و ظلم شاه مي‌ناليدند وما هر قدر بيشتر در ايران توقف كرديم و هر قدر زيادتر مطلع شديم بر حيرت و تعجب ما افزوده شد كه شخصي مانند آقا محمد‌خان كه در دوازده سالگي مقطوع‌النسل شده و تا سن چهل سالگي تحت نظر و محبوس بوده است و خان‌زاده‌اي است بدون هيچگونه فضيلت روحاني و قوه جسماني، چگونه ممكن است به سلطنت برسد؟» كسي كه مقطوع‌النسل شده و مردم او را به نظر تحقير مي‌نگرند و بارها از دشمنان خود شكست خورده و طمع، حرص، غرور و وحشيگري او موجب شده است كه كسي با او همدل نباشد، كدام معجزه او را به تاج و تخت رسانده است؟‍»
باري، با آنكه در همان اول فرمانروايي « خواجه تاجدار»، تهران روبه توسعه و‌آباداني گذاشت، در مقايسه با شيراز و كاخ‌هاي مجللي كه او دوران اسارت و تحت‌نظر بودنش را در دربار كريمخان گذرانده بود، دهكده‌يي بيشتر نبود. براي خان قاجار هم كه خلق و خوي ايلياتي داشت و اهل تشریفات نبود و اوقات زندگيش را  پشت اسب و در ميدانهاي نبرد مي‌گذراند، فرقي نمي‌كردكه كجا اطراق كند و كجا بخوابد. شاهان بعدي قاجار هم كه قصرها و كاخ‌ها داشتند بنا به خلق و خوي ايلياتي خود، خيلي ساده زندگي مي‌كردند.
كوتاه سخن آنكه در زمان بنيانگذار سلسله قاجار، تهران در حدود 15 هزار نفر جمعيت داشت و حدود شهر از شمال به خياباني كه بعدها سپه ناميده شد، از مشرق به خيابان ناصرخسرو، از سوي غرب به خيابان جليل‌آباد و از جنوب به خيابان بوذرجمهري محدود می شد.
خواجه تاجدار در اوج قدرت و پيروزي كشته شد.
 سحرگاه روز 12 ذي‌الحجه 1211 هجري قمري، هنگامي كه «خواجه تاجدار» در اردوگاه سپاه پيروز خود، واقع در يكي از قلعه‌هاي تسخير شده شهر «شوشي» (گرجستان)، در خواب بود، سه نفز از نوكرانش كه شب پيش مورد غضب او قرار گرفته بودند و شاه به آنها وعده مرگ داده بود، وارد خوابگاه آقا محمد‌خان شدند و به ضرب شمشير او را از پاي درآوردند، همچنانكه پنجاه و يك سال پيش از آن نيز فرماندهان سپاه نادر او را در خواب خوش غافلگير كرده، سرش را از تن جدا كرده بودند.
آقا محمدخان و نادرشاه سرنوشت يكساني داشتند، با اين تفاوت كه سلسله افشاريه، بعد از مرگ نادرشاه، به زودي منقرض شد، ولي سلسله قاجاريه حدود يكصد و سي سال ديگر برقرار ماند و شش پادشاه از تبار قاجاريه بر تخت سلطنت نشستند.
«آقا محمدخان قاجار» و جانشينش «فتحعلي شاه» كه برادرزاده او بود، آخرين پادشاهان سنتي ايران بودند كه خود پيشاپيش سپاهيان شمشير مي‌زدند، بعد از اين دو، شاهان كاخ نشين شدند و پا به عرصه نبرد و كارزار ننهادند.
همچنين آقا محمد خان و فتحعلي شاه آخرين پادشاهاني بودند كه بدون تاييد خارجيان به سلطنت رسيدند. تا زمان اين دو پادشاه، تصاحب تخت و تاج ايران در گرو تدبير و شمشير مدعيان سلطنت بود، اما بعد از آن سرنوشت قدرت و حكومت ديگر در ميدانهاي جنگ رقم زده نمي‌شد و رسين به تخت و تاج بدون موافقت روس و انگليس ميسر نمي‌گرديد.

تهران فتحعليشاه

 فرستادگان ناپلئون بناپارت، كه در زمان فتحعلي شاه قاجار به ايران آمده‌اند، جمعيت اين شهر را سي‌هزار نفر نوشته‌اند. يكي از ديپلماتهاي انگليسي هم كه 196 سال پيش به تهران آمده است، طول حصار شهر تهران را 4/5 تا 5 مايل ذكر كرده، مي‌نويسد:
«تهران 6 دروازه دارد. سردر دروازه‌ها را كاشيكاري كرده، صورت ببر و حيوانات ديگر را بر كاشي‌ها نقش كرده‌اند»
و هم او در مورد عمارت و ابنيه تهران مي‌نويسد:
«خانه‌هاي تهران چندان خوب نيست و غالباً با خشت خام بنا شده است. تنها بنايي كه قابل ملاحظه است مسجد شاه مي‌باشد كه ناتمام است. افواها مي‌گويند كه 150 كاروانسرا و به همين شماره حمام در تهران وجود دارد. اين شهر دو عمارت ييلاقي سلطنتي دارد كه يكي قصر قاجار است و ديگري قصر نگارستان كه مشغول ساختن آن هستند»
يك گردشگر انگليسي به نام «سر رابرت كرپرتر»، كه در سال‌هاي 1817-1829 ميلادي از تهران  ديدن كرده است، مي‌نويسد:
«نيم قرن پيش به سختي به نظر مي‌رسید كه تهران پايتخت ايران بشود». تهران مدتها موقعيتي تاريك و مبهم داشت تا آنكه ورق برگشت و اقامتگاه سلطنتي شد. تهران در يك موقعيت مركزي قرار دارد ميان ايالت شمال‌غربي كه سرحد آن گرجستان است و ايالت شرقي ايران كه هميشه مورد دستبرد تركمن‌هاست و اقامتگاه متحدان ناراحت افغاني ايران. در حقيقت جهت انتخاب جديد، آقا محمدخان نتوانست محلي بهتر از تهران پيدا كند. شهر تهران با خندقي عميق توسط چهار دروازه احاطه شده است. دروازه جنوب به اصفهان مي‌رود و دروازه شمال غرب به تبريز. در جلوي هر دروازه به فاصله 200 يارد (هر يارد 91/4 سانتيمتر) يك برج مدور قرار دارد كه بوسيله خندقي محافظت مي‌شود. اين استحكامات براي زيرنظر داشتن دشمن و سنگربندي ساخته شده است و خروج از دروازه‌ها كاملاً از بالاي اين بناها مراقبت مي‌شود.
خيابانهاي تهران تنگ و پر از گل و خاك است. شترها، قاطرها و الاغ‌ها و چه بسا يك يا دو فيل سلطنتي، مدام از اينجا به آنجا مي‌روند و خيابان‌ها را مسدود مي‌كنند.
از دروازه قزوين كه وارد تهران شويد، فضاي باز بزرگي نمايان مي‌شود كه پر است از حفره‌هاي عميق و عريض يا به عبارت ديگر گودالهايي كه در زمين فرورفته‌اند. در اطراف اين گودالها شكافهاي متعددي هست كه به خانه‌هاي زير زميني راه دارند. »

بناهاي فتحعليشاهي در تهران

 مسجد شاه، بناهاي باغشاه، برج نوش، كاخ نگارستان، قصر لاله‌زار و كاخ نياوران ار آثار دوران فتحعلي‌شاه است و امروزه، تمامي آنها جز مسجد شاه و كاخ نياوران از بين رفته است. در زمان فتحعلي‌شاه تغييرات عمده‌اي در تهران صورت گرفت و اگر  جنگهاي طولاني ايران و روس و غرامتهاي آن نبود، شايد فتحعلي‌شاه فرصت مي‌يافت كه تهران را زيباتر و وسيعتر كند. فتحعلي‌شاه در سال 1250 قمري(168 سال پيش) در حدود هفتاد سالگي بعد از 39 سال سلطنت درگذشت.
اگر ناپلئون پيروز شده بود و فتحعلي‌شاه كه متحد او بود، از فتوحات او سهمي گرفته بود، امروز تاريخ درباره او قضاوت ديگري داشت، ولي مردم ما او را مسئول از دست دادن قفقاز مي‌دانند. فتحعلي‌شاه اگرچه در جواني دلير و شمشيرزن بود و پا به پاي عموي خود در جنگها شركت مي‌كرد اما وقتي به سلطنت رسيد، راحت‌طلب شد و تاريخ از او به نيكي ياد نمي‌كند.

تهران محمدشاهي

فتحعلي‌شاه قاجار، يك سال پيش از مرگ، فرزند دلير خود «عباس‌ميرزا» را از دست داده بود. اما او به پاس خدمات جانشين از دست رفته‌اش و بمنظور قدرداني از دليري‌هاي او در طي جنگهاي ايران و روس، فرزندش « محمد ميرزا» را به وليعهدي برگزيد و به تبريز فرستاد. از آن هنگام بود كه تبريز وليعهدنشين شد و اين سنت تا پايان سلطنت قاجاريه برقرار ماند.
در تاريخ عضدي آمده است: «وقتي كه خبر مرگ عباس‌ميرزا به تهران رسيد، الله يارخان آصف‌الدوله با ديدگان گريان و در حالي كه اشك از محاسنش مي‌چكيد،‌ اين خبر را به شاه داد و گفت: «بحمدالله شاه در هر ولايت يك نايب‌السلطنه دارد... » و اين اشاره‌اي بود به پنجاه و نه پسر شاه. فتحعلي‌شاه در جواب تسليت آصف‌الدوله به حقيقتي اشاره كرد و گفت:
«الله‌يار خان، انصاف نكردي كه گفتي در هر ولايت يك نايب‌السلطنه دارم، مي‌بايست عرض مي‌كردي بعد از هفتاد سال عمر و چهل سال سلطنت، ‌از دنيا بي اولاد و بي جانشين خواهي رفت.» فتحعلي‌شاه با آنكه بعضي از فرزندانش براستي لايق و شايسته بودند، محمدميرزا فرزند عباس‌ميرزا را به وليعهدي برگزيد و اين پيش از مرگ قريب‌الوقوع او، مقدمه‌اي شد براي يك سلسله عصيانها و شورشهاي زيانبار در سراسر ايران آن روز.
باري، فرزندان شاه هنوز متوجه اين نكته نبودند كه ديگر تكليف تاج و تخت مملكت، مثل گذشته، در عرصه كارزار و به قوت بازو و شمشير معلوم نمي‌شود، بلكه قرارداد تركمنچاي شرايطي را تحميل كرده است كه بعد از آن، عامل تعيين كننده سياست خارجي است و تا روس و انگليس موافقت نكنند، هيچ مدعي سلطنتي نمي‌تواند پادشاه ايران شود. به دليل همين ناباوري بود كه بعد از مرگ فتحعلي‌شاه در هر گوشه مملكت يكي از عموهاي شاه مدعي سلطنت شد. حتي يكي از آنها هم در تهران به تخت نشست و به نام خود سكه زد، اما تمامي اين تلاشها بيهوده بود و سرانجام محمدشاه تحت حمايت وزراي مختار روس و انگليس به تهران رسيد و عموهاي مدعي سلطنت، كه هنوز تحولات سياسي را باور نداشتند، از ترس جان فرار كردند و در اقصي نقاط جهان دربدر شدند. مي‌دانيم كه يكي از موارد قرارداد «تركمنچاي» تضمين سلطنت ايران در اولاد عباس‌ميرزا نايب‌السلطنه بود و روسيه در طول سلطنت قاجاريه بر اين تعهد وفادار ماند. اگر جنگ جهاني اول پيش نيامده بود و روسيه از درون متلاشي نشده بود، «رضاخان» هرگز موفق به خلع قاجاريه و تغيير سلطنت ايران نمي‌شد.
اوضاع آشفته ايران در طول سلطنت چهارده ساله محمدشاه، مانعي براي كار عمران و‌ آباداني و توسعه تهران به شمار مي‌رفت و با وجو د آنكه «حاجي ميرزا آقاسي» صدراعظم درويش مسلك شاه، به حفر قناتهاي تازه و آباد كردن دهات خراب علاقه زيادي داشت، پايتخت ايران در اين دوره توسعه چشمگيري پيدا نكرد. تقدير چنين بود كه نوسازي پايتخت، بعد از مرگ محمدشاه و به دست فرزندش ناصرالدين شاه انجام شود.

تهران عهد ناصري

 پنجاه سال سلطنت ناصرالدين شاه قاجار (1264-1313 هجري قمري) دوران آباداني و توسعه گسترده پايتخت ايران به شمار مي‌رود و اگر آثار ارزنده آن دوران تخريب نمي‌شد، امروزه تهران يكي از شهرهاي زيبا و ديدني شرق بود. از آنجا كه آثار دوره ناصري بسيار است، به ناچار فهرست‌وار به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم.
يكي ار بناهاي عهد ناصري ساختمان مدرسه دارالفنون است. اين مدرسه به تشويق ميرزا تقي خان اميركبير احداث شد، اما امیر در مراسم افتتاح آن زنده نبود و ناصرالدين شاه هم هنگام شركت در مراسم گشايش اين مدرسه 22 سال بيشتر نداشت. عمارت دارالفنون، كه قسمتي از آن هنوز باقي است، محوطه بسيار وسيعي بود كه تقريبا تمامي ضلع جنوبي ميدان امام خميني را دربر مي‌گرفت و آن قدر وسعت داشت كه در آن عمليات ورزشي و مانورهاي پياده نظام و توپخانه اجرا مي‌شد. در آغاز منظور از ايجاد اين مدرسه تأسيس يك دانشكده افسري با رشته پزشكي نظامي بود، ولي بعدها رشته‌هاي مختلف علوم به آن اضافه شد.

بناي قصرهاي جديد و تجديد بناي كاخ نياوران

در يازدهمين سال «عهد ناصري» يك سرتيپ فرانسوي كه معلم توپخانه دارالفنون بود، نقشه‌اي براي تهران فراهم آورد كه در همان زمان به چاپ رسيد. اين نقشه كه اصل آن موجود است، نشانگر آن است كه در 143 سال پيش محوطه پايتخت درون دو قلعه تو در تو قرار داشته است. قلعه اول به دور شهر كشيده شده بود و سه كيلومتر طول داشت. قلعه دوم به حفاظت كاخهاي سلطنتي اختصاص داشت، ديوارهاي قلعه دوم و خندق دور آن، در صورت لزوم، ‌شهر را از محوطه «ارك» و اقامتگاه شاه جدا مي‌كرد و اگر احياناً دشمني مي‌توانست به درون شهر نفوذ كند، حصار و باروي دوم با خندق دور آن،‌ كاخهاي سلطنتي را از هجوم دشمن در امان مي‌داشت.

روزي كه تهران دارالخلافه شد

 در بيستمين سال سلطنت ناصرالدين شاه تغييرات زيادي در ساختار پايتخت بوجود آمد و تهران از سوي دروازه شميران، كه مدخل در «پامنار»  قرار داشت، به قدر 1600 ذرع ( هر ذرع 104 سانتيمتر) و از سوي ديگر به اندازه 1000 ذرع توسعه يافت. نظارت بر برنامه‌هاي نوسازي تهران از طرف شاه به «ميرزا يوسف مستوفي الممالك» كه صدر اعظم شاه بود، واگذار شده بود. مستوفي الممالك مردي درويش مسلك و محترم بود و شاه و بزرگان كشور او را «حضرت آقا» خطاب مي‌كردند. بعدها ميرزا حسن كه پسر او بود، با همين لقب جاي پدر را گرفت و بارها به مقام وزارت و نخست‌وزيري رسيد. مراسم آغاز نوسازي تهران با تشريفات خاصي برگزار شد و ناصرالدين شاه شخصاً با كلنگ نقره‌اي كه در دست داشت، نخستين كلنگ را بر زمين زد. از همان روز هم تهران «دارالخلافه ناصري» ناميده شد. با اجراي طرح نوسازي تهران تمام برجها و باروها و استحكامات دفاعي تهرانِ فتحعليشاهي را خراب و خندق‌هاي عميق شهر را پر كردند. مسافت دورِ شهر هم كه سه كيلومتر بيشتر نبود، به نوزده کیلومتر افزایش یافت. خندق جدید تهران را هم به تقلید از خندق پاریس هشت ضلعی ساختند. در ادامه همین برنامه ، در آخرین دهه سلطنت ناصرالدین شاه ، از دارالخلافه ناصری نقشه برداری کردند و معلوم شد که " دروازه دولت " که حد شمالی شهر بود ، با "خانی آباد" در جنوب شهر 82 ذرع اختلاف ارتفاع داشت و مسیل های جدید را با توجه به این نقشه ساختند.
در آخرین سالهای دوران پنجاه ساله ناصری مسافت دور محیط شهر تهران بالغ بر 22 کیلومتر بود و دوازده دروازه داشت. تمامی این دروازه ها در دهه اول سلطنت رضا خان، به بهانه تعریض خیابان های پایتخت و نوسازی شهر تخریب شد. یکی از دیپلمات های مقیم تهران به نام " احمد امین " که وابسته نظامی امپراتوری عثمانی در دربار تهران بوده است، در گزارش خود که مربوط به سال 1311 قمری یعنی 2 سال پیش از ترور ناصر الدین شاه قاجار است، می نویسد :
« تهران با جمعیت متجاوز از 250 هزار نفر در قسمت شرقی جلگه‌ای به مساحت 2500 کیلومتر مربع بنا شده است . هوایش گرم ، ولی سالم است. نمای خانه های آن تماما گلی است و بدین جهت منظره عمومی شهر دلگیر است. کوچه های تهران هم تنگ و غیر منظم است.
شهر تهران با یک باروی گلی محصور است و خندقی به عمق 15 متر ، این بارو را محافظت می کند. تهران دروازه های متعدد دارد و ماموران گمرک در این دروازه ها حقوق گمرکی می گیرند . در تهران اغلب ساختمان ها را با خشت خام ساخته اند و فقط در چهار گوشه در و پنجره ها آجر مصرف می کنند. پایتخت ایران دچار کم آبی است و قنات ها ، که حفر آن پر خرج است، در تصرف ثروتمندان می باشد. مجرای آب های جاری در داخل شهر، بر خلاف خارج شهر، سرپوشيده نيست و اهالي در اطراف جوهاي آب، لباس مي‌شويند و آب انبارها از همين آبهاي آلوده پر مي‌شود. حمام‌هاي ايران يك خرينه دارد كه آب آن دير عوض مي‌شود و شير مخصوص و حوض ندارد.
ثروتمندان و وزراء با كالسكه‌هاي شش اسبه و سرويس چاي و قليان كه به همراه مي‌بردند، در كمال عظمت در شهر رفت و آمد مي‌كنند. »

آثار ديگر عهد ناصري

 از ديگر آثار اين عهد «قصر عشرت‌آباد» است. باغ عشرت‌آباد و قصران در بيست و هفتمين سال سلطنت ناصرالدين شاه ايجاد شده و شاه به دست خود در آن چهار اصله درخت كاشت. از آثار ديگر اين دوره « قصر ياقوت» است كه در سي و نهمين سال سلطنت ناصرالدين شاه ساخته شد و شامل قصر بيروني و حرمخانه سلطنتي بود. قصر «سلطنت آباد» از آثار اين دوره است كه مشتمل بر عمارت كلاه فرنگي و برج خوابگاه است. اين بنا متعلق به دوازدهمين سال سلطنت است.
باغ « عيش آباد » چهار سال پيش از كشته شدن شاه به اتمام رسيد و «قصر اميريه» كه محل زندگي كامران ميرزا، پسر شاه و نايب السلطنه بود از آثار همين دوره است كه بعدها به دانشكده افسري واگذار شد.
مسجد و مدرسه سپهسالار نيز در سي‌وهفتمين سال عهد ناصري بنيان نهاده شد. اين مسجد و مدرسه از موقوفات ميرزا حسين خان سپهسالار صدراعظم ناصرالدين شاه است. در ساخت اين بناي ارزنده و عظيم سه تن از مشهورترين معماران سنتي ايران مشاركت داشتند. از يادگارهاي ديگر اين دوره راه آهن حضرت عبدالعظيم است كه هفت سال پيش از مرگ ناصرالدين شاه به كار افتاد و امتياز آن متعلق به يك شركت بلژيكي بود. اين خط آهن در حدود چهل سال پيش برچيده شد. ترامواي اسبي تهران نيز توسط همين شركت بلژيكي داير گرديده بود كه در حدود شصت سال پيش، به دليل خيابان بندی هاي جديد و افزوده شدن اتوبوس‌ها و رواج اتومبيل سواري و البته سرعت كم ترامواي اسبي، برچيده شد.
آثار ديگر عهد ناصري را به شرح زير مي‌توان خلاصه نمود:
اتاق موزه: اين بنا در ضلع شمالي باغ گلستان قرار دارد. ناصرالدين شاه اين بنا را براي حفظ آثار قديمي و اشياي قيمتي ساخت. در سال 1290 هجري قمري «تالار الماسيه» را، كه از آثار فتحعليشاهي بود، خراب كردند و اتاق موزه و حوضخانه را ساختند كه خوشبختانه هنوز هم باقي است. «تالار آينه» نيز در همين محل بنا شد. اين تالار از آثار ارزنده حاجي ابولحسن صنيع‌الملك، معمارباشي عهد ناصري است. «تالار برليان» در محل سابق «تالار بلور» كه ار بناهاي فتحعليشاهي  بود ساخته شد و تخريب و بازسازي آن به جهت فرسودگي اين بنا بود.
«كاخ ابيض» در سالهاي آخر زندگي ناصرالدين شاه در گوشه جنوب غربي محوطه كاخ گلستان ساخته شد و تاريخ احداث آن 1308 هجري قمري است. به سبب سفيديِ رنگ نمايِ بيروني آن، اين كاخ را ابيض ناميده‌اند. انگيزه بناي كاخ ابيض آن بود كه سلطان عبدالحميد، امپراتور عثماني، هداياي زيادي از جمله مبلهاي معروف دوره لويي شانزدهم و پرده‌هاي ارزنده و قالي‌هاي گرانبهايي براي ناصرالدين‌شاه فرستاده بود و چون تمام كاخ‌ها از اشياي نفيس انباشته بود،این کاخ، براي نگهداشتن هداياي سلطان عثماني ساخته شد.
عمارت گالري: در اواخر سلطنت ناصرالدي شاه، در سمت غربي ارك شاهي ساخته شد و تعداد زيادي از تابلوهاي نقاشي ايراني و فرنگي جديد و قديم در آن نگهداري مي‌شد. 25 چلچراغ زيبا و ديدني هم از سقف اين گالري با شكوه آويزان بود.
ميدان توپخانه امروزي نيز از آثار عهد ناصري است. توضيح آنكه قبل از نوسازي گسترده تهران در سال 1284 قمري، محل ميدان توپخانه در محوطه مقابل كاخ‌هاي سلطنتي در ميدان ارك بود. وقتي تهران توسعه پيدا كرد و اراضي خارج از محوطه ارك آباد شد، محل فعلي توپخانه را به صورت ساختمانهاي دو طبقه ساختند و توپ‌هاي مقابل محوطه ارك را به آنجا منتقل كردند. در ساختمانهاي دو طبقه دور ميدان، طبقه همكف محل نگهداري توپ‌ها بود و طبقه‌هاي بالايي محل زندگي توپچي‌ها. از احداث ميدان توپخانه 134 سال مي‌گذرد و در اين مدت ساختمان اين ميدان چندين بار تغيير شكل يافته و امروز هم اثري از آن بناهاي قديمي ناصري، مظفري و رضاخاني در اين ميدان وجود ندارد و همه تخريب گرديده و از بين رفته است. ميدان توپخانه قديم چهار دروازه داشت: دروازه شرقي، ورودي خيابان لاله‌زار بود، دروازه جنوب شرقي، اول خيابان ناصريه بود و دروازه غربي، ورودي خيابان علاء‌الدوله (فردوسي امروزي)، دروازه جنوب غربي هم ورودي خيابان باب همايون و كاخ‌هاي سلطنتي بود.

تهران عهد مظفري

وقتي تلگراف رمز ترور ناصر الدين شاه به تبريز رسيد و مظفرالدين ميرزا وليعهد آشفته حال و پريشان، پيام تسليت و تبريك سلطنت صدر اعظم پدرش را خواند 45 ساله بود . وليعهدي او چهل سال طول كشيد و جان درباريان تبريز از عمر طولاني شاه به سر آمده بود . روياي شاه شدن وليعهد، رفتن به تهران و قبضه كردن تمامي مقامات مهم مملكتي خواب طلایي اين دور ماندگان از قدرت بود. وقتي مظفر الدين ميرزا به سلطنت رسيد خزانه تهي بود ولي دولت مقروض هم نبود. ولي شاه جديد در سلطنت و حكومت جربزه پدرش را نداشت و درباريان از او واهمه نداشتند و به همين جهت رجال جديد كشور كه اطرافيان او بودند و پس از چهل سال محروميت به تهران آمده بودند دست در خزانه مملكت بردند و حيف و ميل ها كردند و چون خزانه تهي شد و از خارجيان وام گرفتند و تمامي آن قرض ها با بهره هاي سنگين و شرايط استقلال بر باد ده ، صرف سفرهاي فرنگ و هوا و هوس اطرافيان شاه شد ، پس جاي تعجب نيست كه در دوران مظفر الدين شاه در عمران و آباداني پايتخت اثري نبينيم . او تنها بنائي كه ايجاد كرد و در خور اهميت بود، قصر فرح آباد بود كه خودش ساخت و آباد كرد و نامش را هم انتخاب كرد .
روي هم رفته در دوره ده ساله سلطنت مظفر الدين شاه براي عمراني و آباداني پايتخت كار مهمي انجام نشد و اقدامات دولت منحصر به رفع مشكلات شهر از قبيل :‌ لايروبي قناتها و حل معضلات پيش آمده بود و از اين مرحله فراتر نمي رفت و اگر رجالي چون معير الممالك در محدوده املاك خود دست به آباداني هاي استثنایي مي زدند و انواع تخم گياهان و ميوه هاي فرنگستان را در تهران بعمل مي آوردند و باغي چون بهشت مي ساختند ، چون در محدوده املاك خودشان بود و مورد استفاده عموم نبود ، اين قبيل اقدامات شخصي را در عمران و آباداني شهر نميتوان تلقي كرد، در دوره اين پادشاه چشم و گوش مردم باز شد، ارتباط با فرنگستان بيشتر شد، روزنامه هاي بيشتري انتشار يافتند، پيشرفت معارف و مدارس جديد از حرف به مرحله عمل در آمد، اتومبيل و تلفن معمولي شد و در علم سياست هم رقابت روس و انگليس تا حد روياروئي نظامي به اوج خود رسيد و انگستان كه خود را در برابر روسها بازنده ميديد، به نفع مشروطه خواهان، مشروطه خواه شد و همين، امتيازات لازم را از رقيب سياسي خود گرفت .اين دو قدرت بزرگ طبق قراردادي كه به قرارداد 1907 مشهور شد، ایران را بين خود تقسيم كردند، شمال از آن روس و جنوب از آن انگليس، يك منطقه آزاد هم كه بيشترش كوير بود و حائلي بود بين دو منطقه نفوذ ، به ظاهر مستقل و در اختيار دولت ايران.
در شرايطي كه دو دولت استعماري با هم ساخته بودند و در شرايطي كه دولت ايران زير بار قرض هاي سنگين كمر شكن رفته بود صحبت از عمران و آباداني معنائي نداشت و اگر پاره اي از رجال وطن دوست، علاقه به اين كار داشتند، پولي در بساط نبود كه صرف عمران و آباداني شود، اين بود كه آنچه ناصر الدين شاه در طول سلطنت پنجاه ساله خود ساخته بود به دليل عدم مراقبت در حال خرابي و ويراني بود. دوره دو ساله سلطنت محمد علي شاه هم كه سراسر جنگ و شورش و خونريزي بود خزانه كشور را آن قدر تهي كرده بود كه آبدار باشي دربار هم به خاطر عقب افتادن مواجبش قهر ميكرد و مي رفت و شاه بي شام و ناهار مي ماند . در چنين گير و داري هم طبيعي است كه كسي به فكر آباداني نباشد . در پايان سال 1327 هجري قمري وقتي محمد علي شاه خلع و تبعيد شد و دولت انقلابي مشروطه بر سر كار آمد، اختلاف بين سران مشروطيت و دو دسته شدن مجلسيان و ناامني و گراني و هزار گرفتاري ناشي از انقلاب، امكان اين كه يك قدم كوچك در راه عمراني و آباداني پايتخت برداشته شود نمي داد . همين كه احمد شاه به سن بلوغ رسيد، چند روزي از تاجگذاريش نگذشته، در حالي كه در و ديوار پايتخت غرق در آذين بود و جشن هاي تاجگذاري هنوز به پايان نرسيده بود، جنگ جهاني اول آغاز شد . ايران اعلام بي طرفي كرد، اما گوش جهانخواران به اين حرف ها بدهكار نبود . ملتي كه ضعيف باشد و قدرت دفاعي نداشته باشد، حق بي طرف ماندن را هم ندارد. در اين ايام جنگ و  قحطي سراسر ايران را فرا گرفت و چه بسا پدرها كه فرزندانشان، از گرسنگي پيش روي آنان جان می دادند .
باري، جنگ، قحطي، مرگ، بيماري هاي خانمان بر انداز نه اينكه در ايام جنگ بلكه سال ها بعد از آن نيز اجازه نمي داد كه فكر آباداني پايتخت به مخيله كسي خطور كند . سر انجام جنگ تمام شد. روسيه تزاري از درون پاشيد، آلمان و عثماني شكست خوردند و انگستان برنده شد. اما هنوز بازي تمام نشده بود و به هر حال امنيت مرزهاي هندوستان مطرح بود و ايران را از دير باز دروازه هندوستان ميشناختند. پس مصحلت برنده جنگ در اين بود كه ايران را هم مثل هندوستان كند، وثوق الدوله را بر سر كار آوردند و سيد ضياء الدين طباطبائي مدير روزنامه " رعد " مدافع قرارداد استعماري 1919 شد. ملت مقاومت كرد و انگستان عقب نشست، اما نه براي هميشه. ملت مست پيروزي بود كه سيد ضياء همان كسي كه براي انگستان سينه چاك ميداد نخست وزير شد، نه با فرمان شاه بلکه با كودتا و فرماني كه بعداً با فشار انگليس به آخرين شاه قاجار تحميل شد. باري، سيد اولين كاري كه كرد وعده اصلاحات داد و مژده عمران و آباداني در پايتخت. براي تظاهر بد وسيله اي نبود. كارهاي نمايشي زيادي انجام شد. يك روز مي ديدي در خيابان لاله زار سيم كشي مي كنند و همان شب در همان خيابان چراغ برق روشن مي شد .
چند روز بعد مي ديدي كارگرها مشغول خراب كردن شمال ميدان توپخانه اند، چه خبر است؟ عمارت جديد شهرداري را ميسازند. اين كند و كوب ها براي چيست و گاري هاي شهرداري اين خاكها را كجا ميبرند و اين همه ماشين غلتك براي چيست ؟ خيابان شوسه مي كنند. مأموران شهرداري براي چه راه افتاده اند؟ براي كنترل بهداشت مردم پايتخت. در و ديوار مغازه ها را چرا رنگ مي كنند، و چرا به رنگ سبز ؟ دستور ریيس الوزرا است و هر كاسبي كه اطاعت نكند سر و كارش با رضا خان است. نوشته هاي لاتين را چرا از در و ديوار شهر مي كنند؟ چون حكومت، حكومت كودتاست و دست فرنگي ها را بايد كوتاه كرد. در حالي كه تمامي اين نمايشات مردم پسند، براي آمدن فرنگي ها بود نه رفتن آنها. به هر تقدير و به هر دليل در حكومت سه ماهه سيد ضياء، شهرداري حركتي چشم گير داشت و سنگ بناي شهرداري نوين گذاشته شد و انتخاب شهردار تهران هم فقط در اختيار وزير الوزرا بود. سيد ضياء كه تندروي مي كرد تاريخ مصرفش تمام شد و رضا خان كه محتاط تر و مطرح تر بود ستاره اقبالش درخشيدن گرفت. فلسفه كودتا ايجاد دولت مقتدر نظامي بود كه تحت فشار يك حكومت پليسي بتواند بي سر و صدا در قالب استقلال، همان مواد و مفاد قرارداد 1919 ايران و انگلستان را اجرا كند. احمد شاه مانع كار و سد راه بود، نغمه جمهوريت آغاز شد و اصلاحات شهري و عمليات عمراني، مشروعيت كودتا را تضمين ميكرد. عوارض جديد، درآمد شهرداري را بيشتر كرد، خيابانها به سرعت سنگ فرش شد، سيم هاي برق به سرعت و بدون توجه به نوع سيم كشي به محلات شهر متصل گرديد، جاده هاي اطراف پايتخت را شوسه كردند و نظافت شهر در اندك زماني بهبود نسبي پيدا كرد و اجمالاً با وجود آنكه تمامي اين كارها بي برنامه و نمايشي بود، تهران با همان استخوان بندي سابق و خيابانهاي تنگ از كثافت قديم بيرون آمد. به تحريك نظاميان دست نشانده رضاخان، يك دفعه تمام ملت جمهوري خواه شدند. روحانيت و آن دسته از روشنفكران كه آن روي سكه را مي ديدند مخالفت كردند و يك مرتبه سر و صداها خوابيد و معلوم نشد آن تب گرم و سوزنده جمهوري خواهي چگونه يك شبه سرد شد؟
ولي تنور اصلاحات و كارهاي عمراني كه از تعهدات رضا خان بود روز به روز گرم تر شد و بعد از سلطنت او نيز ادامه يافت. ايجاد جاده هاي شوسه ، راه آهن سراسري، ساختمانهاي جديد دولتي، خيابان بندي هاي جديد در طول حكومت بيست ساله ديكتاتوري به صورت يك اصل ثابت و تغيير نا پذير دنبال شد و اين بعد از حركت چشم گير زمان ناصر الدين شاه، نخست اقدام فراگير شهري بود با اين تفاوت كه در حركت دوران ناصري هر چه بود تجدد بود، ولي در بطن حركت هاي عمراني عهد پهلوي كه سخت داعيه نوآوري و تجدد خواهي داشت، تحجر زيانباري نهفته بود و با تأسف بسيار در دوران بيست ساله ديكتاتوري رضا خاني ميراثهاي فرهنگي دويست ساله پايتخت يكسره نابود شد و تنها مساجد و شماري تكايا كه حرمت و قداست آنها مانع اين قبيل دستبردها بود از ويراني در امان ماندند .
يك استاد تاريخ اين دوره تاريخي نظري دارد كه شنيدني است : " ميدانم كه او ثبات سياسي ، امنيت ، مدارس ، دانشگاه و برق را به ايران آورد، اما هر وقت به ياد مي آورم كه او تفكر سياسي، انديشه آزادي و آزادي بيان و قلم را از مردم ايران گرفت و به املاك مردم تجاوز كرد و دهان ها را دوخت و مشتي متملق و چاپلوس تربيت كرد و مردم را به خاك و خون نشاند و پول در بانكهاي خارجي ذخيره كرد و اصول جاسوسي را بنيان نهاد و روزنامه را توقيف كرد و ايرانيان را به زندان انداخت ، بي اختيار در دل ميگويم : كاش هرگز نيامده بود ! "
« باري چو فسانه مي شوي اي بخرد                           افسانه خوب شو نه افسانه بد »
با حمله ناگهاني متفقين به ايران در شهريور ماه 1320  فقر، بيماري، نا امني و آشوب بار ديگر پايتخت ايران را فرا گرفت و تمامي كارهاي عمراني تعطيل و متوقف شد و همه در فكر نان شب بودند و بعد از پايان جنگ نيز، غائله ی آذربايجان و ناثباتي سياسي به دولت مستعجل بعد از جنگ فرصت آن را نمي داد كه به كارهاي عمراني توجهي كند و يا به نظافت شهر بپردازد. محله سنگلج كه آن را براي نو سازي خراب كرده بودند، محل پرسه زدن سگ هاي ولگرد شده بود و بوي گند خرابه ها در گوشه و كنار شهر از مسافت دور مشام رهگذران را مي آزرد. عدم احساس امنيت در شهرستان ها موجب هجوم جمعيت شهرها به تهران شد و پايتخت ايران بي نقشه و بي رويه روز به روز بزرگتر و وسيع تر شد. اصلاحات ارضي فرمايشي نيز آخرين تير خلاص بود و تهران را به شهري بي در و دروازه با گسترشي نا مناسب و ترافيكي چاره ناپذير بدل كرد كه با تمام مشكلاتش روي دست دولت ماند. زماني كه انقلاب اسلامي بساط ستم شاهي را در هم كوبيد، در ميان تمام مصائب بازمانده از نظام گذشته، تهران يك بن بست نا گشودني و معماي حل نشدني به نظر مي رسيد و هيچ كس اميد آنرا نداشت كه براي مشكلات درمان ناپذير پايتخت يك راه حل عملي پيدا شود .
جنگ 8 ساله تحميلي هم مزيد بر علت شد و هجوم شهرستاني هاي جنگ زده، پايتخت را به صورتي در آورده بود كه تهراني ها با نا اميدي و افسوس ميگفتند:‌ تهران ديگر جاي زندگي نيست! و گروهي از كارشناسان نيز معتقد بودند كه هر چه زودتر بايد پايتخت را به جاي ديگري منتقل كرد. داستان گذشته هاي تهران در همين جا به پايان ميرسد، اما داستاني ديگر آغاز ميگردد كه سرگذشت امروز تهران است. با اين همه، پيش از آنكه با گذشته خداحافظي كنيم، بجا است كه يك بار ديگر ديده عبرت بين را به جاي پاي رفتگان و در گذشتگان بدوزيم و ببينيم راهي كه آنان در كوچه ها و پس كوچه ها و باغهاي تهران رفتند، سرانجام به كجا انجاميد .
واقعيت تاريخي اين است كه هم در ايران و هم در جهان كمتر پايتختي هست كه عمري كوتاه چون تهران داشته باشد، يا چون تهران جوان باشد. دويست و اندي سال براي پايتخت كشور كهنسالي كه بستر و گهواره يكي درخشانترين تمدنهاي بشري بوده است عمر زيادي نيست. واقعيت ديگر اين است كه حتي در اين دويست سال هم تهران كمتر آن فرصت و فراغت را داشته است كه به سر و وضع خود برسد. تهران را پادشاهان قاجار به پايتختي برگزيدند و مي دانيم كه آنان هرگز سلاطين مقتدري نبودند تا چنان امنيتي در مملكت پديد آورند كه منجر به اطمينان خاطر مردم و سبب عمران و آباداني شود. پادشاهان قاجار، اگر هم فرصتي براي انديشيدن  به ساخت ساز و آباداني مي يافتند، حداكثر چند كاخ ديگر براي خود مي ساختند. مردم " رعيت " بودند و نه " شهروند " شهر و كل مملكت، ملك مطلق پادشاه بود، نه سرزمين و ميهن مشترك همه ايرانيان .
باري، تهران در قياس با بسياري از شهرهای كهنسال ايران، شهر نسبتا جواني است. نهالي است كه خيلي زود رشد كرده، و هرس هم نشده است . نه تنها تهران بلكه همه آنچه امروز مظاهر و نمادهاي تمدن جديد شمرده ميشوند و تهران نيز از آنها 
برخوردار است سابقه اي چندان ديرين ندارند .


..::     زندگی در تهران » درباره قدیم و جدید تهران ::..

اين تهران بزرگ هم براي خودش حكاياتي دارد كه بسيار جالب است. آنگونه كه پيداست مردم اين ابرشهر كنوني، علاقه زيادي به زندگي زيرزميني داشته اند و اكثر خانه ها چندين متر در زيرزمين واقع بوده. شايد براي جبران گذشته باشد كه تهراني هاي امروزدوست دارند در بالاترين نقطه شهر زندگي كنند و شايد روح اسلافشان اين دستور پنهان را به آنها مي دهد. البته اين زيرزمين نشيني دلايل متعددي داشته كه بدون هيچ شکی بايد گفت كه نشان از هوش مردمان ساكن آن زمان تهران دارد. ياقوت حموي در كتاب معجم البلدان هم به گونه اي به اين مساله اشاره مي كند و ترس تهراني ها از دشمنان را دليل زيرزمين نشيني مي داند. ظاهراً پنهان شدن تهراني ها از چشم دشمنان، خودش يك فن جنگي محسوب مي شد، چون محل اختفاي آنها به هيچ وجه توسط دشمنان قابل شناسائي نبوده و تمامي دشمنان با صرف چندين روز يا چندين هفته از عمر خود، بدون گرفتن هيچ نتيجه اي از همان راه آمده دفع شر مي كرده اند. آنگونه كه پيداست تهراني ها در دادن خسارت و غنيمت به دشمن، هرگز نم پس نمي داده اند و با استفاده از تكنيك اختفا، معاندان را دست به سر مي كرده اند. آنگونه كه پيداست شيوه خانه سازي مخفي فقط و فقط مخصوص تهراني ها بوده و اكثر قريه هاي اطراف از اين موهبت بي نصيب بوده اند. يكي ديگر از نكات جالب توجه در اين باره اين است كه تهراني هاي آن زمان هرگز اهل درگيري و خونريزي نبوده اند و تمامي هنرشان در مقابل دشمن، پنهان كردن خود در لايه هاي زيرزميني بوده كه البته با كمبود امكانات و افراد آن زمان ستودني است.
 

به روايتي قصران و مهران دو برادر بودند. " ران " به معني دامنه است، و مهران دامنه بالايي و قصران دامنه پاييني رشته كوه البرز بود.
نخستين وجه تسميه تهران را از عبارت " ياقوت حموي " در معجم البدان مي توان اخذ كرد : " از مردي اهل ري كه محل وثوق و اعتماد شنيدم كه طهران ديهي است بزرگ و بناي اين ديه تمامي در زير زمين واقع است و احدي را ياراي آن نيست كه بدان ديه راه يابد مگر آن كه اهالي آنجا اجازت ورود بدهند " . 
در اين عبارت اشاره به زيرزميني بودن تهران شده است. اين مساله عده اي را برانگيخت كه تهران را به دو كلمه" ته " به معناي زير و " ران " تجزيه نمايند و تهران را " مكان زيرزميني " معنا كنند. 
اعتماد السلطنه در مرات البلدان درباره وجه تسميه تهران چنين آورده است: " چون اهل آنجا ( تهران ) در وقتي كه دشمن براي آنها به هم مي رسيد در زير زمين پنهان مي شدند، از اين جهت به اين اسم موسوم شده است كه به " ته ران" يعني زير زمين مي رفته اند" . 
كسروي درباره نام تهران و شميران، طي پژوهش هايي به اين نتيجه رسيده كه تهران ( و تارم، كهران، گهران، گهرام، جهرم ) به معناي منطقه گرمسير و شميران ( شميرام، شميرم، شميلان، سميران و سميرم) به معناي منطقه اي سردسير است.
دکتر حسین کريمان، نويسنده‌ی کتاب قصران می‌نويسد:
«نام تهران به‌صورت نسبت تهرانی، نخستين بار در احوال حافظ ابوعبدالله محمد بن حامد تهرانی رازی از عالمان به‌نام نيمه‌ی نخستين سده‌ی (3 ه.ق) پهنه‌ی قصران و متوفی به سال (261 يا 271 ه.ق.) ... درج آمده».
ياقوت حموی در معجم‌البدان، تهران را توصيف کرده، می‌نويسد:
«طهران به کسر طاء و سکون‌ها و را و نون در آخر، واژه‌ای است عجمی و ايشان تهران تلفظ کنند چون در زبان ايشان طاء وجود ندارد. اين آبادی از ديه‌های ری است و بناهای ‌آن در زير زمين بنيان يافته است، و هيچ‌کس جزء به اراده‌ي مردم به‌آن‌جا راه نمی‌يابد و در بيش‌تر اوقات ايشان نسبت به سلطان وقت راه خلاف و سرپيچی می‌پيمايند.
بازگشت به بالا

تهران در گذشته‌های دور بر خلاف تهران کنونی فرشی بود سبزفام از باغ ها و بستان های نفوذ ناپذیر که مأوای ساکنان غریبش در میان آنها قرار داشت بنابراین تهران بی‌گذشته نیست. آثاری که در قلب تهران قدیم بر وجود ساکنان نخستین آن در اعصار ما قبل تاریخ شهادت دهند، به فرض وجود، بر اثر توسعه شهر از میان رفته است. متأسفانه وقتی تصادفی نشانه‌هایی از وجود این آثار پیدا شد به دلیل عدم آگاهی نسبت به اهمیت آنها و نگرانی از کند شدن روند شهرسازی از میان رفت. با وجود این می توان گفت که زمین‌های واقع در بین کوه توچال در شمال تهران و چشمه علی در ری باستان در اعصار ماقبل تاریخ مسکونی بوده است. این سخن به دلایل باستان شناختی و شواهد توپوگرافیکی و اقلیمی متکی است. کشفیات انجام شده در چشمه علی، دروس و به ویژه قیطریه، واقع در شمال تهران قدیم، از وجود گروه‌هایی در این منطقه حکایت می‌کنند. اولین گروه‌هایی که در قیطریه زندگی می‌کردند. شبیه کسانی بودند که حدود هشت هزار سال پیش در چشمه علی به سر می‌بردند. بعد از آنها، اقوام دیگری آمدند و همین منطقه و منطقه مجاور را در دروس اشغال کردند. این گروه آریایی بودند و از پایان هزارة دوم قبل از میلاد مسیح به این منطقه کوچ کردند. بنابراین نخستین گروه، حدود هشت هزار سال پیش، بر تپه‌ای واقع در کنار چشمه‌ای دایمی زندگی می کردند که در دوران اسلام ،به نام اولین امام شیعه، چشمه علی نام گرفت . تقریباً در همین دوران گروه دیگری در طول همین رشته زمین‌های قابل کشت که در پای البرز بین کویر و کوه واقع شده، اسکان یافتند. البته، استقرار در شهرری به مراتب بیش از دیگر مکان‌ها و به گونه‌ای پایدار توسعه یافت. زیرا این شهر از موقعیت استراتژیکی خاصی برخوردار است. نحوه قرار گرفتن کوه‌ها و کویر، وجود آب و نیز پهنه گسترده‌ای از زمین‌های حاصلخیز موجب پیدایش شهر شدند و سرنوشت آن و سرنوشت فرزند آن؛ یعنی تهران آبی را رقم زدند. با وجود این هنوز نمی‌دانیم که هستة این شهر چه وقت به وجود آمد و از چه دروانی تهران نام گرفت. در هیچ یک از منابع ،دوره قبل از اسلام، ذکری از تهران نشده است. چنین می‌نماید که این نام برای نخستین بار در نسبت محمدبن خماد ابوعبداله حافظ تهرانی رازی که محدث بوده پدیدار شده است. خطیب بغدادی متوفی به سال ۴۶۳ ه.ق، به این شخص به عنوان نخستین تهرانی مشهور استناد کرده است. تأثیر این نسبت در قرن سوم قمری، می رساند که هسته اولیه شهر حاضر و نام آن دست کم از آغاز دوران اسلامی وجود داشته است. بنابراین، این امکان وجود دارد که هسته اصلی شهر و همچنین نام آن به دوران های بسیار قبل از اسلام برسد؛ به زمانی که بر ما معلوم نیست. اگر محمد حافظ تهرانی رازی نخستین تهرانی شناخته شده است. نخستین محصولی که در گفتگو دربارة پایتخت آتی ایران به آن اشاره شده است آثار یاقوت حموی به سال ۶۱۷ ه.ق، زکریای قزوینی به سال ۶۷۴ ه.ق، که این آثار مرغوب را آثار تهران دانسته و از آن تعریف کرده‌اند. قوت به استناد یکی از ساکنان ری که مردی مورد اعتماد بوده تهران را اینگونه توصیف نموده است. تهران قریه‌ای در فاصله یک فرسخی ری و متشکل از دوازده محله می باشد که خانه‌های آن در زیرزمین و در میان باغ های میوه و سبزی کاری محصور و تو در تو ساخته شده است. "کربوتر" جهانگرد انگلیسی نیز به سال ۱۸۱۸م، می نویسد: « در داخل شهر و به فاصله ۲۰۰ تا ۳۰۰ باردی دروازة قزوین فضای وسیعی وجود دارد که در سطح آن چاه‌هایی به چشم می‌خورد که به خانه‌های زیرزمینی منتهی می‌شود.» این خانه‌های مسکونی که در میان مزارع در زمین‌های آبیاری شده حفر می‌شدند. بدون تردید مرطوب بودند و این یکی از دلایل ابتلای مردم تهران به انواع تب‌ها بوده است از طریق نوشته‌های کلاوبخو سفیر پادشاه کاستیل و لئون (اسپانیا) در دربار تیمور لنگ می‌دانیم که در تهران دست کم خانه‌هایی بوده که بخشی از آن در سطح زمین بوده است و اقامتگاهی وجود داشته که وقتی شاه از تهران می‌گذشته در آن اقامت می‌کرده است. شهرسازی خاص تهران که از آرایش باغ‌های محصور و ترتیب خانه‌های زیرزمینی یا دهلیزهای متعدد ناشی می‌شده است، علت اصلی به حصار بودن شهر را در آن زمان به دست می‌دهد. اگر می‌بینیم که این قرارگاه انسانی قرن‌ها و تا سال ۹۶۱ ه.ق، که شاه طهماسب نخستین حصار و بازار آن را ساخت. بی‌برج و بارو بوده، به این سبب است که نیازی به آن نداشته زیرا تسخیر ناپذیر بوده است. امنیت خانه‌های زیرزمینی و نفوذ ناپذیر بودن باغ‌های محصور در دل تهرانی‌ها اطمینانی به وجود می‌آورد که به آنها امکان می‌داد اغلب بر ضد حکام سر به شورش بردارند. حکام هم که کاری از دستشان ساخته نبود با آنها مدارا می کردند و به تفاهم می‌رسیدند و چون ضمانت اجرایی وجود نداشت تهرانی‌ها از پرداخت هرگونه مالیاتی عملاً سرباز می‌زدند. ساکنان دوازده محله تهران هم بیشتر با یکدیگر منازعه داشتند. پس تعجبی نداشت که هر محله شیخ خود را داشت و حتی اگر شیوخ دوازده محله و حاکم در مورد پرداخت مبلغی به عنوان مالیات به توافق می‌رسیدند. بازهم تهرانی‌ها با اموالی که خودشان قیمت آنها را تعیین می کردند و همیشه بیش از میزان واقعی بود، مالیات خود را می‌پرداختند. تغییر تدریجی شیوه خانه‌سازی و ایجاد خانه‌هایی در روی زمین که به حمایت و مراقبت قدرت حاکم نیاز داشت باعث شد به هنگام حملة مغول سال ۶۱۷ ه. ق، به شهرری و اضمحلال آن طی دوران ایلخانان و تیموریان که با سرکوب قیام ورامین در قرن ششم قمری بود. جمعیت روز افزونی که دارای ذوق و سلیقه بومیان غارنشین نبودند را پذیرا شود. در کاوش‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که تهران در دوره‌های قبل از اسلام ، از مناطق مذهبی و پیرو آیین زرتشت بوده است. آنان مانند اهالی مازندران، دامغان، قم و کاشان پیش از به قدرت رسیدن صفویان به مذهب شیعه گرویدند که البته قبل از تشیع، مانند اهالی ری بخشی پیرو مذهب شافعی و برخی پیرو مذهب حنفی بوده‌اند. قدیمی‌ترین آثار اسلامی شهر تهران که به قرن نهم ه.ق، تعلق دارد متعلق به مذهب شیعه است. در هر حال، می‌توان گفت که در سال ۷۴۰ ه.ق، اهالی تهران تماماً شیعه مذهب شده بودند.
بازگشت به بالا

از جمله ارتفاعات که در شمال آن قله توچال به ارتفاع ۳۹۳۳ متر مشاهده می‌گردد. همچنین، کوه‌هایی چون دماوند شمیرانات و امامزاده داوود در اطراف آن اقلیم این بخش را تحت تأثیر قرار می‌دهند. منابع آب فیزیکی نیز از فاکتورهای مهم در شکل‌گیری اقلیم تهران است. از جمله این منابع می‌توان رودخانه جاجرود و کرج و سدهایی چون امیرکبیر، لبنان و لار را نام برد. عامل و فاکتور دیگری که می‌توان از آن نام برد دشت است. به استنثاء نواحی شمالی استان که به دلیل واقع شدن در کوهپایه‌های البرز اندکی معتدل و مرطوب است. بقیه نقاط دارای تابستان‌های گرم و خشک و زمستان‌های معتدل و گاهی سرد می‌باشد که نشانه و خصوصیت مناطق دشتی را نشان می دهد. برای مشخصه‌های کلی آب و هوای تهران، می‌توان به آمار و ارقام زیر رجوع کرد. طی یک دوره ۳۰ ساله، متوسط میزان بارندگی سالانه آن ۲۲۰ میلیمتر و میزان بارندگی سالانه آن بین ۲۰۰ الی ۴۰۰ میلیمتر گزارش گردیده است. به علت وسعت و ارتفاعات تهران، سه ایستگاه سینوپتیک در محله آباد و شمیران و ژئوفیزیک، وظیفه ثبت و درج دمای هوای شهر تهران را به عهده دارند که از سال ۱۳۳۰ ، ( طی یک دوره ۴۵ ساله ) حداکثر دمای هوای تهران ۴۳+ درجه و حداقل ۱۵- درجه سانتیگراد اعلام شده است. به این ترتیب تهران دارای تابستان گرم به ویژه در مناطق جنوب و مرکز شهر و هوای معتدل در شمال شهر می‌باشد. در زمستان نیز مرکز شهر تهران معتدل است ولی بخش‌های شمالی شهر سرد است و دما بازها به زیر صفر می‌رسد. تهران در فصول سرد سال تحت تأثیر سیستم‌های پرفشار شمالی (سیبری) قرار گرفته و دارای زمستان سرد و خشک و عموماً آلوده است و در ماه های گرم سال متأثر از سیستم‌های کم فشار حرارتی کویر مرکزی واقع شده و دارای تابستانی گرم و خشک است. بیشترین مقدار بارندگی ماهیانه درطی دوره آماری تهران برابر ۹/۳۸ میلیمتر در اسفندماه و کمترین بارندگی به مقدار یک میلیمتر در شهریور ماه اتفاق افتاده است. متوسط سالیانه رطوبت نسبی هوا در تهران ۴۰ درصد و در شمیرانات ۴۶ درصد می‌باشد. جهت وزش باد غالب در تهران غربی (۲۷۰ درجه) و متوسط سرعت وزش باد ۵/۵ متر بر ثانیه است. نسیمی از دره‌های خنک کوهستان شمال در شب (بادکوه) و از بیابان‌های جنوب در روز (باد دشت) به طور آهسته هر شبانه‌روز در شهر تهران می وزد. . یکی دیگر از مشخصه‌های قابل ذکر شهر تهران زلزله خیز بودن آن است. این شهر بر روی خط زلزله قرار دارد و احتمال وقوع زلزله در آن بسیار می‌باشد شهر تهران از نظر زمین لرزه جزء مناطق پرزیان (۸ تا ۱۰ درجه مرکالی) بشمار می‌آید.
بازگشت به بالا
 .

عمارت ها و کاخ های زيادی در تهران وجود دارد که بيش ترين آن ها به دوره های صفويه و قاجاريه تعلق دارد، مدرسه های تاريخی و قديمی که ، اغلب دارای مسجد نيز هستند، امام زاده ها و کليساهای مختلف که هر يک از ارزش های خاصی برخوردارند، عمارت ها و برج های معروف به همراه بازارهای قديمی بخشی از ديدنی های تاريخی شهرستان تهران است. سر در باغ ملی، باغ فردوس، کاخ شمس العماره، کليسای آشوريان، مسجد امام-بازار تهران، گورستان ظهيرالدوله و ده ها اثر مشهور دیگر را می توان در این شهر مشاهده نمود.
 بنای مشهور شمس العماره که در دوره قاجاريه و به دستور ناصرالدين شاه ساخته شده، در شهر تهران واقع شده و علاوه بر شهرت خاص خود از جاذبه های منحصر به فرد معماری نيز به شمار می آيد.
مدرسه و مسجد سپهسالار از مدارس بزرگ و زيبای قرن سيزدهم هـجری قمری است كه در مركز شهر تهران واقع شده است. كليسای طاطاووس از قديمی ترين كليساهای تهران بوده و به يقين اولين نشانه حضور متشكل ارامنــه در شهر تهــران است. برج ميدان آزادی يكی از بناهای معروف تهران است که نماد سياسی ايران در جهان بوده و تصوير آن معرف پايتخت جمهوری اسلامی ايران است. عمارت دارالفنون كه از بناهای به يادگار مانده اميرکبير( وزيربا کفايت ناصرالدين شاه قاجار) است و بنای بلند و باشكوه سردرب باغ ملی در مدخل ميدان مشق سابق و بازار تهران كه در زمان فتح علی شاه قاجار شكل گرفته از ديگر جاذبه های گردشگری  شهر تهران است 
موزه‌های ایران باستان، ایران اسلامی، مردم شناسی، فرش، هنرهای معاصر، صنایع دستی، آبگینه، کتابخانه و موزه ملک و حیات وحش و بسیاری از موزه‌های دیگر تهران از جذابیت‌های آن به شمار می‌آیند. از تماشاگه‌های تاریخ، پول، و زمان نیز می‌توان به عنوان دیدنی‌های تهران یاد کرد.
همچنین از نظر مذهبی آرامگاه حضرت عبدالعظیم در شهر ری امامزاده صالح در تجریش، امامزاده داوود در شمال کن و همچنین مقبره روح‌الله خمینی مورد توجه بسیاری از بازدیدکنندگان قرار دارد.
مسیر خیابان پردرخت ولی‌عصر که از طولانی‌ترین خیابان‌های تهران است به عنوان یکی از معابر دیدنی شهر به‌شمار می‌آید. شهرداری تهران در سال ۱۳۸۶ پیاده‌روهای این خیابان را از پل تجریش تا میدان راه آهن بازسازی کرده تا جایی برای قدم زدن باشد

بازگشت به بالا

تهران در پهنه‌ای بین دو وادی کوه و کویر و در دامنه‌های جنوبی البرز گسترده شده‌است. از سمت جنوب به کوه‌های ری و بی‌بی‌شهربانو و دشتهای هموار شهریار و ورامین و از شمال به واسطه کوهستان محصور شده‌است. تهران را می‌توان به سه منطقه طبیعی تقسیم کرد:
-کوهستانهای شمالی تهران؛ که بلندترین قله این کوهستان - توچال - با ۳۹۳۳ متر بر تمام فضای شهر مشرف است.
-دومین منطقه، دامنه‌های البرز است؛ که به تپه ماهورها و دره‌های اوین، درکه، نیاوران، حصارک و سوهانک منتهی می‌شود و همواره خیل عظیمی از جمعیت را بسوی خود فرامی‌خواند.
-منطقه سوم دشتی است که قسمت اعظم شهر تهران بر آن گسترده شده‌ و دارای شیب ملایمی با جهت شمالی- جنوبی است.
تهران، بین کوه‌های البرز و حاشیه شمالی کویر مرکزی ایران، در دشتی نسبتاً هموار واقع شده است. پهنه استقرار این دشت نسبتاً هموار از جنوب و جنوب غربی به کوه‌های ری و بی‌بی‌شهربانو و دشت‌های شهریار و ورامین منتهی می‌شود و و از شمال به واسطه کوهستان محصور شده‌است ، فضای جغرافیایی شهر تهران در کوه و دشت به وسیله دو رود کرج در غرب و جاجرود در شرق مشخص می‌شود که در نزدیکی کویر نمک در جنوب شرقی تهران به یکدیگر می‌پیوندند .
بازگشت به بالا

فرودگاه‌ها
شهر تهران دارای دو فرودگاه بین‌المللی است:
  فرودگاه بین‌المللی مهرآباد که نخستین فرودگاه بین‌المللی تهران است. 
  فرودگاه بین‌المللی امام خمینی نیز با وسعتی بالغ بر ۱۵ میلیون مترمربع در ۳۵ کیلومتری جنوب غربی تهران واقع شده‌است و دارای ظرفیت ۷٫۵ میلیون مسافر در سال می‌باشد.

پایانه‌های مسافربری
پایانه مسافربری شرق در خیابان دماوند 
  پایانه مسافربری غرب در خیابان آزادی 
  پایانه مسافربری آرژانتین در میدان آرژانتین 
  پایانه مسافربری جنوب در خیابان بعثت

شبکه راه‌آهن
شبکه خطوط راه آهن محورهای ارتباطی دیگری می‌باشند که از نظر حجم مسافر و حمل و نقل کالا به کلیه نقاط ایران درصد بالایی را به خود اختصاص داده و همچنین خطوط سراسری تهران- اروپا نیز از مبدا تهران فعالیت گسترده‌ای دارد.

بزرگراه‌ها
در سالهای اخیر با احداث گذرگاه‌ها و بزرگراه‌های کمربندی تازه‌ساز (بویژه بزرگراه‌های نیایش و تهران-پارچین) رشد چشمگیری داشته‌است. یکی دیگر از طرحهای اجرایی جهت سرعت بخشیدن به حمل و نقل درون شهری ایجاد خطوط ویژه اتوبوسرانی برقی است که در حال حاضر خط چهارراه تهرانپارس-میدان آزادی فعالیت دارد و خط دوم آن در آینده نزدیک مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت که میدان امام حسین را به میدان خراسان متصل خواهد کرد. طرح ترافیک طرح جامع دیگری می‌باشد که برای کاهش بار ترافیکی در محدوده مرکزی شهر تهران از ساعات ۶٫۳۰ تا ۵ بعدازظهر در اجرا می‌شود و حدود ۳۳ کیلومتر مربع را پوشش می‌دهد.
هم اکنون روزانه 15 میلیون سفر و به عبارتی 19 میلیون جابه جایی در شهر تهران صورت می گیرد.
وی افزود: با فعالیت و خدمات رسانی 6 هزار و 50 دستگاه اتوبوس روزانه تنها 3 میلیون و 870 هزار جابه جایی و یا 2 میلیون و 580 سفر با این وسیله نقلیه عمومی صورت می گیرد و در واقع سهم اتوبوسرانی از حمل و نقل همگانی شهر تهران تنها 2/17 درصد است.
مدیرعامل شرکت مطالعات جامع حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران ادامه داد: هم اکنون 310 خط اتوبوس با بیش از 3 هزار کیلومتر طول برای خدمات رسانی اتوبوس های شهر تهران وجود دارد.
هم اکنون تنها 75 کیلومتر از خطوط اتوبوسرانی شهر تهران خطوط ویژه هستند
بر اساس مطالعات انجام شده در سال 2006  تراکم شبکه اتوبوسرانی (نسبت متر شبکه به کیلومتر مربع مساحت) در 30 کشور اروپایی 3 هزار و 261 بوده است.
وی اضافه کرد: هم اکنون این رقم در شهر تهران 4 هزار و 383 است که بر این مبنا می توان گفت شهر تهران از نظر شبکه و خطوط مشکل و کمبود زیادی ندارد و از سوی دیگر بر اساس آمار پوشش شبکه اتوبوسرانی یعنی نسبت کیلومتر خطوط به میلیون نفر ساکن در کشورهای اروپایی در سال 2006 به طور متوسط یکهزار و 159بوده که این رقم در تهران 400  است.
 هم اکنون متوسط جابه جایی مسافر به وسیله اتوبوس های بلیتی که 70 درصد اتوبوس ها را تشکیل می دهند 612 نفر، اتوبوس های بخش خصوصی 720 نفر و اتوبوس های تحت نظارت اتوبوسرانی 217 نفر است.
همچنین درباره متوسط میزان مصرف سوخت اتوبوس ها در کشورهای پیشرفته اروپایی در سال 2006 افزود: نسبت کیلومتر طی شده به یک لیتر سوخت در این کشورها به طور متوسط حدود 28/2 بوده است که این میزان در کشور ما اکنون 7/1 است و بر اساس طرح جامع به 2 خواهد رسید، یعنی میزان مصرف سوخت نسبت به مسافت طی شده کاهش یابد.
در حال حاضر سهم تاکسی ها و ون ها از حمل و نقل درون شهری حدود 25 درصد است که این سهم براساس مصوبه مجلس باید به 20 درصد با توجه به افزایش سهم قطارشهری و اتوبوسرانی برسد
با وجود 450 خط تاکسی رانی و شبکه ای به طول 4 هزار و 291 کیلومتر بیش از 100 هزار تاکسی درشهر تهران فعالیت می کنند.

متروی تهران
بهره برداری از قسمت‌هایی از خطوط ۱، ۲ و ۵ متروی تهران طی سالهای ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰ آغاز شده و قسمتی از وظیفه جابجایی مسافران درون شهری و برون شهری (تهران- کرج) را به عهده گرفته‌است.
متروی تهران به مجموعهٔ قطارهای شهری تهران و همچنین «سازمان قطار شهری تهران و حومه» گفته می‌شود. تا تابستان ۱۳۸۶ (ژوئیه ۲۰۰۷ م.) این قطارها در سه خط اصلی در حال تردد هستند و دو خط دیگر نیز در حال احداث است. یکی از خطوط فعال بین‌شهری (میان کرج و تهران) و بقیه درون‌شهری هستند. تا پایان سال ۱۳۸۵ مسافت خطوط متروی بهره‌برداری‌شده برابر ۹۰ کیلومتر بوده‌است. اگرچه طرح‌های اولیه متروی تهران در پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ ریخته شد، اما بطور رسمی از سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۹ م.) شروع به کار کرد. نخستین مسیر فعال، مسیر شماره ۵ مترو بود که بین تهران و کرج مسافر جابه‌جا می‌کرد.
از اواخر سال ۱۳۸۵، با افزایش مسافران و تعداد قطارها، بخشی جهت بهره‌برداری از بدنهٔ اصلی سازمان قطار شهری تهران و حومه جدا شده و با عنوان «شرکت بهره‌برداری راه‌آهن شهری تهران و حومه» به کار خود ادامه می‌دهد.
بازگشت به بالا

طول و عرض جغرافیایی
شهر تهران از نظر جغرافیایی در ۵۱ درجه و ۱۷ دقیقه تا ۵۱ درجه و ۳۳ دقیقه طول خاوری و ۳۵ درجه و ۳۶ دقیقه تا ۳۵ درجه و ۴۴ دقیقه عرض شمالی قرار گرفته است.

ارتفاع از سطح دریا
و ارتفاع کنونی تهران از سطح دریا در حدود ۹۰۰ تا ۱۸۰۰ متر است. در میدان تجریش ارتفاع حدود ۱۳۰۰ متر و در میدان راه‌آهن ۱۱۰۰ متر بالاتر از سطح دریا می‌باشد. لازم ذکر است که این اختلاف سطح به علت گستردگی و وسعت زیاد این شهر می‌باشد. 
شیب زمین
از شمال به جنوب در دامنه کوهستان شمیرانات ۱۰ % تا ۱۵ % از تجریش تا تپه‌های عباس‌آباد با شیب متوسط ۳ % تا ۵ % از عباس‌آباد تا خیابان انقلاب ۲ % و از مرکز شهر تهران تا کناره ۱ % است.
بازگشت به بالا

جمعیت
شهر تهران تا قبل از بنیان‌گذاری سلسلهٔ قاجار و برگزیده‌شدن به عنوان پایتخت ایران، شهری کوچک بود. اما از آن زمان به بعد، رو به پیشرفت نهاد و در اواسط دورهٔ قاجار به بزرگ‌ترین شهر ایران تبدیل شد. بر اساس نخستین سرشماری رسمی که در سال ۱۳۳۵ انجام گرفت، این شهر با ۱٬۵۶۰٬۹۳۴ نفر جمعیت، پرجمعیت ‌ترین شهر ایران بوده‌است. همچنین بر اساس آخرین سرشماری رسمی که در سال ۱۳۸۵ انجام گرفت، جمعیت تهران، ۷٬۷۰۵٬۰۳۶ نفر بوده‌است
.

نژاد
  نژاد مردم شهرری از جمله تهران که در قديم تابع شهرری بود، صرف‌نظر از ورود گروهی از قوم‌های ديگر، دنباله‌ی ساکنان نخستين، يکی از شاخه‌های 16 گانه‌ی قوم آريا می‌باشد که بيش‌ترين را دریردارند.

زبان
 تهران در روزگاران کهن از توابع ری بوده است، و ری از سرزمين ماد به‌شمار می‌آمده است، از اين‌رو زبان مردم تهران و ری در آغاز  شاخه‌ايی از زبان مادی بوده که با پارسی‌قديم نزديکی داشته است.
زبان مردم اين سامان، در دوره‌ی اشکانيان،‌ زبان پهلوی اشکانی بود که از پارسی باستان گرفته شده است، در زمان اين خاندان خط و زبان پهلوی در ايران رايج گرديد، در دانش و ادب به‌کار رفت.
در ری و ناحيه‌های آن از جمله تهران،‌قصران و ... در سده‌های 3و4 ه.ق. به روزگار علويان،‌ آل‌زيار و آل‌بويه، ديالمه راه داشتند و بدين سبب،‌ زبان تبری يا مازندرانی نيز در تهران نفوذ يافت. 
زبان مازندرانی و گيلکی نيز از ريشه و بن زبان‌های ديرين ايرانی است. و پس از انقراض ساسانيان تا ديرزمانی زبان پهلوی در تبرستان رايج بود. امروزه نيز واژه‌های پهلوی در اين حدود به‌ويژه در تهران بسیار است.
پس از چيرگی عرب، زبان پهلوی در«ری،‌ تهران، اصفهان، همدان، نهاوند» رايج بود، و پس از اسلام اين ناحيه‌ها را سرزمين پهلوی ناميدند، و زبان فصيح پارسی را پهلوانی زبان و پهلوی زبان خواندند.
 مرحوم عباس‌اقبال در مقاله‌های تحقيقی خود، با نام لهجه‌ی تهرانی، گويش مردم تهران باستان را چنين تعريف کرده:
       «لهجه‌ی تهرانی که پيش از خراب شدن و از رونق افتادن شهرری،‌ به‌آن زبان رازی می‌گفتند، از لهجه‌های زبان پهلوی يعنی شعبه‌ايی از زبان پارسی است که در بخش شمال و شمال غربی و مغرب و جنوب ايران رواج داشته، و لهجه‌های مازندرانی، گيلکی، تاتی، لری، کردی، شيرازی، آشتيانی و... از بازماندگان همان زبانند. اين زبان چنان که روشن است به‌کلی غير از پارسی دری بوده که نخست در ماوراءالنهر، سپس در خراسان و سیستان، زبان رسمی و شعر و ادب شده است».
به‌هر حال، لهجه‌ی امروز تهرانی، یکی از اصیل ترین گویش‌های ایرانی بوده و کمتر دستخوش دگرگونی شده و واژه‌های بیگانه‌ نتوانستند به آن راه يابند، اما اين واژه‌های بيگانه را در گويش‌های محلی، بیشتر می‌توان ديد. 

مذهب
منطقه تاريخي ري به علت موقعيت خاص جغرافيايي، محل برخورد انديشه ها و عقايد و باورهاي گوناگون مذهبي بوده است، زيرا با قرار داشتن در مسير جاده ابريشم كه شرقي ترين تا غربي ترين نقطه جهان آن روزگار را به هم پيوند مي داد، هر نوع ديانتي از اين ديار گذر مي كرد و در نتيجه، نا آشنايي و بيگانگي پديد نمي آمد. 
آثار پيدا شده از عهد قديم در ري و پهنه تهران بزرگ و نيز نوشته هاي مورخان گذشته نشان دهند اعتقادات مزدا پرستي و زردشتي گري ساكنان منطقه و آداب و رسوم رايج در ميان آنها است. يهوديان بسياري به دليل اجتماعي و اقتصادي و نيز به سبب قرار گرفتن ري در مسير راه ابريشم در اين شهر سكونت داشته و داراي كنيسه ها و محلات و دكان هاي خاص خود بودند. همچنين نشانه هايي از سكونت مسيحيان و به احتمال نسطوريان در منطقه موجود است. 
با ظهور اسلام و فتح ري در سال 22 ه.ق اندك اندك مردم منطقه به ديانت اسلام گرايش يافتند و از همان آغاز با پيدايش فرق و مذاهب گوناگون در اسلام، شيعه و سني در كنار هم زندگي كرده اند.
بازگشت به بالا




فروش ‏‏( پیش فروش )‏‏ آپارتمان در خیابان فرشته تهران

  • فروش آپارتمان 295 متری تیپ 3 طبقه دوم خیابان فرشته تهران برج فرشنه پلاس سپهر   فروش ( پیش فروش )  آپارتمان 295 متری فوق مدرن در خیابان فرشته تهرانفروش آپارتمان 295 متری تیپ 3 طبقه دوم خیابان فرشته تهران برج فرشنه پلاس سپهر خیابان فرشته تهران  جهت اطلاع از قیمت آپارتمان ها  و بازدید پروژه با شماره های  66122699 – 66122692 - 66120538-09109808524   حوزه فروش   تماس حاصل فرمایید. امیدواریم استحکام ، زیبائی و مهمتر از همه اعتبار فروشنده ( شرکت سرمایه گذاری توسعه ساختمان سپهر تهران متعلق به بانک صادرات )شما را ترغیب نماید تا در صورت نیاز به ملکی در شمال شهر تهران برای سکونت در محیطی دلپذیر و زیبا و یا سرمایه گذاری مطمئن ، یکی از خریداران این برج های آرامش بخش باشید. طبقه اول تیپ 3 همه امکاناتی که در زیر این مطلب توضیح داده ...
    Posted Sep 28, 2015, 11:23 PM by فروش آپارتمان تهران
  • فروش آپارتمان 296 متری تیپ2 طبقه دوم خیابان فرشته تهران برج فرشنه پلاس سپهر  فروش ( پیش فروش ) قیمت آپارتمان 296 متری فوق العاده  لوکس در خیابان فرشته تهران==============================فروش ( پیش فروش ) قیمت آپارتمان 296 متری  طبقه دوم تیپ 2خیابان فرشته تهران  جهت اطلاع از قیمت آپارتمان ها  و بازدید پروژه با شماره های  66122699 – 66122692 - 66120538-09109808524   حوزه فروش   تماس حاصل فرمایید. نقشه پلن زمین و زیربنای کل پرژه برج فرشته به ترتیب واحد ها  نقشه پلن آپارتمان 296 متری تیپ 2 طبقه دوم برج فرشته       اطلاعات  اولیه  موقعیت جغرافیایی:تهران- خیابان فرشته- نبش خیابان آقا بزرگیمتراژ زمین:10000مترمربعمتراژ زیربنا کل پروژه :  53000 مترمربعکاربری:مسکونیتعداد طبقات : 16 طبقه  شامل  4 طبقه پارکینگ و امکانات رفاهی عمومی ( سالن ورزش ، استخر ، لابی و ....) و 12 طبقه مسکونی   معرفی مشخصات پروژه سپهر ...
    Posted Sep 4, 2015, 1:56 PM by فروش آپارتمان تهران
  • فروش آپارتمان 241 متری تیپ 1 طبقه دوم خیابان فرشته تهران برج فرشنه پلاس سپهر  : فروش آپارتمان 241 متری  طبقه دوم خیابان فرشته تهران برج فرشنه پلاس سپهر   جهت اطلاع از قیمت آپارتمان ها  و بازدید پروژه با شماره های  66122699 – 66122692 - 66120538-09109808524   حوزه فروش   تماس حاصل فرمایید.نقشه پلن آپارتمان 241 متری تیپ 1 طبقه دوم  اطلاعات  اولیه  پروژه فرشته پلاس خیابان فرشته موقعیت جغرافیایی:تهران- خیابان فرشته- نبش خیابان آقا بزرگیمتراژ زمین:10000مترمربعمتراژ زیربنا کل پروژه :  53000 مترمربعکاربری:مسکونیتعداد طبقات : 16 طبقه  شامل  4 طبقه پارکینگ و امکانات رفاهی عمومی ( سالن ورزش ، استخر ، لابی و ....) و 12 طبقه مسکونیمعرفی مشخصات پروژه سپهر فرشته (فرشته پالاس )  و موقعیت مکانی  پروژه سپهر فرشته (فرشته پالاس ) در زمینی به وسعت 10000 متر مربع در سه برج متصل بهم در حال ...
    Posted Oct 7, 2015, 8:57 AM by فروش آپارتمان تهران
Showing posts 1 - 3 of 3. View more »


فروش واحد های تجاری و آپارتمان های اداری در خیابان آزادی تهران

  • فروش مغازه 120 متری در پاساژ مجتمع سپهر آزادی ( کد فروش ملک 29 )  ========================================================   نقشه پلان واحد های تجاری طبقه هم کف پاساژ آزادیمناسب برای صنایع الکترونیک و مخابرات ،کامپیوتر و IT ،  پزشکی ،  دندانپزشکی  ، علوم آزمایشگاهی  و داروسازی  و صنایع پیشرفته صنعتی و ...مساحت این مغازه 120 متر مربع بالکن این مغازه 0 متر ( فاقد بالکن ) کل مساحت مغازه شامل سطح ( کف ) و بالکن 120 متر مربع کل مساحت محاسبه شده در قیمت 120 متر مربع    جهت اطلاع از قیمت و بازدید پروژه با شماره های  66122692 – 66122692 - 66120538-09109808524     ===========================آدرس پروژه : تهران – خیابان آزادی – بین نواب واسکندری روبروی ایستگاه مترو توحید- پاساژ بازار بورس دانش بنیان آزادی   ============================
    Posted Oct 26, 2015, 11:36 PM by Neda audio book
  • فروش واحد 63 متری تجاری ( مغازه) طبقه همکف ساختمان سپهر آزادی ( کد فروش ملک 30 )  ========================================================   نقشه پلان واحد های تجاری طبقه هم کف پاساژ آزادیمناسب برای صنایع الکترونیک و مخابرات ،کامپیوتر و IT ،  پزشکی ،  دندانپزشکی  ، علوم آزمایشگاهی  و داروسازی  و صنایع پیشرفته صنعتی و ...مساحت این مغازه 63 متربالکن این مغازه 36 متر کل مساحت مغازه شامل سطح ( کف ) و بالکن 99 متر مربع کل مساحت محاسبه شده در قیمت 81 متر مربع - بخاطر قرار گرفتن این مغازه در بر خیابان آزادی برای کلیه برند های معتبر و بانک ها مورد مناسبی می تواند باشد   جهت اطلاع از قیمت و بازدید پروژه با شماره های  66122692 – 66122692 - 66120538-09109808524    ===========================آدرس پروژه : تهران – خیابان آزادی – بین نواب واسکندری روبروی ایستگاه مترو توحید- پاساژ بازار بورس دانش بنیان آزادی   ============================
    Posted Oct 26, 2015, 11:23 PM by Neda audio book
Showing posts 1 - 2 of 2. View more »



رامسر - فروش آپارتمان های ساحلی در رامسر 80 تا 180 متری



========================================================

-----------------------------------

 امیدواریم استحکام ، زیبائی و مهمتر از همه اعتبار فروشنده شرکت سرمایه گذاری توسعه ساختمان سپهر تهران متعلق به بانک صادرات)شما را ترغیب نماید تا در صورت نیاز به ملکی اداری یا واحدی تجاری دنبال سرمایه گذاری مطمئن هستید، یکی از خریداران این پاساژ باشید.

اطلاعیه پیش فروش آپارتمان اداری و مغازه تجاری در بر خیابان آزادی تهران 

 برای اطلاع از جزئیات فروش (پیش فروش )آپارتمان در خیابان فرشته تهران ت روی عکس کلیک کنید  

اطلاعیه فروش واحد های تجاری و آپارتمان های اداری در خیابان آزادی تهران تلفن 09361014411 بازار بورس صنایع دانش بنیان آزادی بورس تخصصی صنایع پزشکی ، دندانپزشکی ، علوم آزمایشگاهی و داروسازی  

=========================



Subpage Listing


Subpages (17): آیا هنوز هم پیش گوها در مورد قیمت مسکن ( آپارتمان ) نظر میدهند - بهار 94 اسامی خیابان، میدان و محله های قدیمی و جدید تهران اسامی هتل آپارتمان های معروف شهرهای ایران اگر بستنی خوردن تفریح باشد جند مرکز معروف در تهران را معرفی می کنیم پادگان قلعه مرغی و سرنوشت پنج کاربری برای زمین بزرگ تهران 10 آذر 94 تاریخچه و آشنایی با برج آزادی تهران جاذبه های گردشگری شهر تهران ، شمیرانات ، ری چرا زمین در تهران و تا حدودی در شهر های دیگر این اینقدر گران شد چند رستوران معروف تهران بهمراه آدرس و تلفن چند مرکز خرید که در تهران به بهترین معروف شده اند خانه ها و آپارتمان های میلیاردی در شهر تهران قیمت پنت هاوس های چند میلیاردی تا قوطی کبریت های اجاره ای گران ترین خانه های تهران، کجا هستند و چند می ارزند؟ مشخصات گران‌ترین آپارتمان تاریخ تهران - تاریخ خبر تابستان 1391 مظنه قیمت مسکن در سر و ته یک خیابان/اختلاف 18‌کیلومتری قیمت مسکن در میدان راه‌آهن تا میدان تجریش بهار 94 معرفی گران قیمت ترین خیابان های کشور / 50 میلیون تومان هزینه یک متر زمین در اعیان نشین ترین خیابان تهران - بهار 94 معماری : آشنايي با آتشکده‌هاي ايران
Comments