آیا پول چرک کف دست است؟!

آیا پول چرک کف دست است؟!



آیا پول چرک کف دست است؟!

آیا پول چرک کف دست است؟!

آیا پول چرک کف دست است؟!این روزها پول و کسب درآمد دغدغه‌ها و مشغولیات ذهنی قریب به اتفاق انسان‌هاست. کسانی که درآمد مناسبی ندارند به سختی تلاش می‌کنند تا درآمدشان را افزایش داده و نیازهای خود و خانواده‌شان را برآورده کنند. افرادی که به‌قدر کافی پول درمی‌آورند هم ناراضی هستیم و سعی می‌کنند که بر دارائی و سرمایه‌شان بیفزایند. در این میان پول است که فعالیت‌ها و کارهای اشخاص را جهت‌دهی می‌کند و گاه آن‌قدر پررنگ و تأثیرگذار می‌شود که فرد از دیگر امورد زندگی‌اش غافل می‌شود، مسائل مهم و کلیدی چون معنویات، عواطف خانوادگی و رسیدگی به نیازهای غیرمادی خود و اطرافیانش را فراموش می‌کند. گاهی اوقات کار به جائی می‌رسد که حتی سلامتی او هم به خطر می‌افتد. البته برعکس این حالت هم مشاهده می‌شود. تفاوت این دو گروه یا به عبارتی منش و رویکرد پولی و مالی هر فرد با فرد دیگر را باید در تفاوت‌های دیدگاه‌های اشخاص نسبت به پول جست‌وجو کرد. جالب این است که بسیاری مردم از چگونگی این دیدگاه و نگرش خودشان آگاه نیستند و به همین خاطر نمی‌توانند این وجه از زندگیشان را سر و سامان دهند. اگر بتوانید به پرسش‌های زیر جواب درست و روشنی بدهید، متوجه می‌شوید که چه‌طور چهارچوب نگرش‌ها و برداشت‌هایتان از پول و درآمد و مقوله‌های مرتبط با آن ترسیم خواهند شد:
ـ سئوال نخست رابطه شما با پول چه‌طور رابطه‌ایست؟
به‌طور مثال: آیا فکر می‌کنید که فکر کردن به پول شما را عصبی و مضطرب می‌کند؟ پول دوست شماست؟ هرکجا که بروید، پول فرار می‌کند؟ یا برعکس آن؟ آیا می‌گوئید: پول عاشق من است.
ـ سئوال دوم: وقتی که به پول فکر می‌کنید چه احساسی به شما دست می‌دهد؟
نگرانی، ترس، لذت، هیجان و ... چه تصویری از پول در ذهنتان رسم کرده‌اید یا به بیان ساده راجع‌به پول چگونه فکر می‌کنید؟ پول چرک کف دست است، هیچ‌کس یک شبه پولدار نمی‌شود، پول سرچشمه تمام بدی‌هاست یا شاید هم مردمان ثروتمند خودخواهند و یا پول اصل اساسی خوشبختی است.
ـ سومین سئوال: پول در خانواده شما چه جایگاهی دارد و نظر و ایدهٔ غالب راجع‌به آن چه بوده است؟ آنها درباره پول چه چیزهائی به شما یاد داده‌اند؟
ـ پرسش چهارم: عقیده و احساساتتان راجع‌به پس‌انداز کردن چیست؟
ـ سئوال پنج: وقتی که می‌خواهید پول خرج کنید چه حسی دارید؟
لذت، اکراه، ترس، اضطراب و ...
ـ سئوال شش: وقتی که قرار است با پول سر و کار داشته باشید یا به بیان دیگر بخش اعظمی از زندگی کاری و حرفه‌ایتان با پول عجین شود، چه روشی به ذهنتان می‌آید و چه‌طور راجع‌به این وضعیت فکر می‌کنید؟ دوست دارید که در این چنین موقعیتی قرار بگیرید؟
ـ سئوال هفت: وقتی به شرایط لوکس و راحت و تجملی که مستلزم صرف پول‌های هنگفتی هستند فکر می‌کنید یا با آنها روبه‌رو می‌شوید، چه واکنشی نشان خواهید داد؟ سفر به کشورهای خارجی و اقامت در لوکس‌ترین هتل‌ها و گذران اوقات مانند یک توریست ثروتمند؟ اتومبیل‌های مدل بالا؟ کشتی‌های تفریحی و چون این‌ها.
ـ سئوال هشت: وقتی می‌خواهید راجع‌به پول با خانواده و دوستانتان حرف بزنید، چه‌طور سخن می‌گوئید و چه دیدگاهی خواهید داشت؟ نگرش و دیدگاه دوستان و همکاران شما دربارهٔ پول چگونه است؟
ـ سئوال نه: ثروتمندی افسانه‌وار عده‌ای از مردم جهان و فقر شدید گروهی دیگر را چه‌طور توجیه می‌نمائید؟
سئوال ده: کدام‌یک از جملات زیر با نگرش و خط کلی جهت‌گیری شما نسبت به زندگی پولی و کاریتان هماهنگ و موافق است؟
من لیاقت پولدار شدن را دارم. ثروتمند بودن خوب است و با آن موافقم از این‌که شخص پولداری هستم راضی و خوشحالم. از ثروت و دارائی‌ام لذت می‌برم. دوست دارم هرچه می‌خواهم به‌دست آورم و از داشتن آنها خوشحال و راضی خواهم بود. احساس خوبی درباره پول و ثروت دارم و نگرش و رابطه مناسبی هم اتخاذ نموده‌ام. هیچ‌وقت نمی‌توان گفت که این مقدار پول و ثروت برای فلان شخص کافی است. همواره بیشتر از کافی هم وجود دارد.
ـ سئوال یازده: از روابط کاری و پولی خودتان چه انتظاری دارید و چه‌ چیزهائی هم مطلوب و مورد انتظارتان نیست؟ اگر دو میلیارد تومان داشتید، چه‌کار می‌کردید؟ چه تغییری در زندگیتان به وجود می‌آمد؟
اگر دیدید که پاسخ بعضی از این پرسش‌ها برایتان آسان نیست، بدانید که این موضوعات همان‌هائی هستند که پاسخ‌هایشان واکنش‌ها و عقاید القائی دیگران است و شما طی سال‌های متمادی آنها را پذیرفته‌اید. در واقع بخش عمده از رفتارهای پولی و مرادات کاری و تجاریتان هم تحت تأثیر آنهاست. ولی زمانی که می‌خواهید به پرسش‌هائی مرتبط با آنها جواب دهید، راحت نیستید و بیان پاسخ برایتان دشوارست. علت این است که شما با تمام وجود این عقاید را قبول ندارید و جالب این است که پاسخ درست را هم به خوبی نمی‌دانید. در این‌جا منظور این نیست که عقاید و دیدگاه‌های شما درست است و خطوط فکری دیگران نادرست یا بالعکس. آن‌چه مورد توجه است تفاوت دیدگاه واقعی شما و جریان القائی محیط خارج است که موجب تناقض شده و وجوهی از مسئله مهم و ضروری زندگی را برایتان تیره و مبهم کرده است. به جرأت می‌توان گفت که تضاد و تناقض در هر کدام از ابعاد زندگی انسان و منش و خط محوری زندگی سبب پیدایش سردرگمی شده و انسان را از نیل به اهدافش باز می‌دارد. به بیان ساده‌ای که مردم به کار می‌برند: باید تکلیف را با خودت روشن کنی، به‌طور مثال سئوال دهم را در نظر بگیرید. عباراتی را خواندید و پیش خودتان گفتید که کدام‌ها واقعاً عقاید شما بوده و قبولشان دارید. جمله اول: من لیاقت پولدار شدن را دارم. عده‌ای با همان نگاه اول پاسخ می‌دهند: بله. البته، چراکه نه و بعضی هم می‌گویند نه، اصلاً من باید به همین که هستم بسنده کنم. تکلیف اولی روشن است. او کسب درآمد بالا و ثروتمند شدن را حق مسلم خودش می‌داند و برای رسیدن به هدفش سخت تلاش کرده و ممکن است به هر کار خوب یا بدی دست بزند. یک گروه از ثروتمندان خودخواه دسته‌ای از همین افرادند که می‌خواهند به هر قیمتی پولدار شوند. گروه دوم هم وضعشان مشخص است. تلاش و مبارزه برای پیشرفت جایگاه والائی در زندگیشان ندارد و ممکن است صرفه‌جوئی و قناعت را با رکود و بی‌تفاوتی اشتباه بگیرند. ولی آن شخصی که نمی‌داند چه بگوید با مشکل روبه‌روست. او قدم در راه کسب و کار می‌گذارد یا این‌که برای مجموعه‌ای دیگر کار می‌کند. این آدم چه کارآفرین باشد و چه کارمند می‌خواهد پیشرفت کند، درآمدش را افزایش داده و ترفیع رتبه بگیرد. رشد، پیشرفت و بالندگی حقوقی هستند که او برای خودش قائل شده ولی به نظر می‌رسد چندان هم مطمئن نباشد. وقتی که در این راه با مشکلات گوناگون که بسیاری مواقع آسان هم نیستند روبه‌رو می‌شود، نمی‌تواند خوب تلاش کند و در مدت طولانی، با جدیت و پشتکار سعی در بهبود اوضاع داشته باشد.
این‌جاست که پاسخ منفی قوت می‌گیرد و او با خود می‌گوید که توانائی لازم را ندارد، قوی نیست و لیاقت ندارد که پیشرفت کند چراکه شکست خورده و می‌خواهد کنار بکشد. این آدم حق پیشرفت و افزایش توان مالی را از خود سلب کرده صحنه را ترک می‌گوید. ولی این تضاد و کشمکش متوقف نخواهد شد.
او با احساس گناه و سرخوردگی دست به گریبان می‌شود. این‌بار قوای مثبت به او نهیب می‌زند و سرزنش می‌کند که چرا حق روشن و قطعی خودش را از کف داده است و از آن طرف‌نظر کرده است و چرا با کنار کشیدن راه را برای پیشرفت و پولدار شدن بقیه باز کرده است. احساس گناه، سرخوردگی، سرزنش، میل به شروعی دوباره، اضطراب از شکست مجدد و تلاش برای یافتن پاسخ این سئوال مهم، شرایط نامطلوبی را برای این فرد خلق خواهند کرد. و این‌ها از عدم اطمینان از پاسخ یک پرسش به وجود می‌آید. مطالب بالا یک نمونه از این شک و تردیدها را نشان داد. اگر این تردید و دودلی برای هریک از پرسش‌های دیگر مهم وجود داشته باشد، اوضاع و احوال سخت و ناخوشایندی پیش رو خواهد بود. پس اگر حس می‌کنید که جواب بعضی از سئوالات را درست نمی‌دانید، سعی کنید هرچه زودتر پاسخ قطعی و مطمئنی برایش بیابید. کار آسانی نیست ولی به شما کمک خواهد نمود تا خطوط اصلی نقشه بخش پولی و مالی زندگیتان را بهتر و ساده‌تر بکشید. برای این‌ کار وقت زیاد صرف کنید چراکه اگر خطوط این بخش از نقشه زندگیتان شفاف و روشن نمود پیدا کنند، زندگی شخصی و خانوادگی بهتری خواهید داشت.
بنفشه اله‌دانه 
منبع : ماهنامه اقتصاد خانواده