آموزش بورس 07/19 1393 تعريف اصطلاحات و کلمات كليدی علم اقتصاد در تحليل فاندامنتال

posted May 16, 2015, 3:15 PM by فروش آپارتمان تهران   [ updated May 16, 2015, 3:15 PM ]

علم اقتصاد چیست ؟

اقتصاد دانش چگونگي انتخاب مردم و جامعه است براي به كارگيري و استخدام منابع كمياب جهت توليد كالاها و خدمات گوناگون و توزيع آنها ميان افراد و گروه هاي مختلف جامعه براي مصرف. امروزه اقتصاددانان بر روی این تعریف عمومی براي علم اقتصاد توافق دارند.


هر چند تعاریف گوناگون دیگری نیز براي علم اقتصاد ارائه كرده اند از جمله :

1 . آدام اسميت علم اقتصاد را تحقيق براي افزايش ثروت جامعه مي شناسد.

2 . اقتصاد دانش فعاليت هايي است شامل توليد و مبادلات ميان مردم.

3 . لاينل رابينز ( Lionel Robbins ) علم اقتصاد را تخصيص منابع و عوامل توليد كمياب به منظور توليد كالاها و خدماتي مي داند كه مهمترين خواسته هاي مادي بشر را ارضا مي كند.

4 . لودويگ وان مي زز ( Ludwig Von Mises ) علم اقتصاد را منطقي براي اتخاذ تصميمات عقلايي با در نظر گرفتن محدوديتهاي مختلف معرفي مي نمايد.

5 . اقتصاد علم انتخاب است. اقتصاد آموزش مي دهد چگونه مردم انتخاب مي كنند و منابع توليدي كمياب و محدود ( زمين، نيروي كار ، دانش و تجهيزات ) را براي توليد كالاهاي گوناگون ( مانند گوشت، لباس، جاده و ...) به كار مي گيرند تا اين كالاها بين افراد مختلف جامعه براي مصرف توزيع شود.

6 . اقتصاد دانش پول، بهره، سرمايه و ثروت است.
 
واژه اقتصاد ( Economics ) از دو كلمه يوناني اويكوس ( Oi*** ) به معني خانه و کلمه نمين ( Nemin ) به معني اداره كردن آمده ، از نظر لغوي به معني مديريت خانواده است . مطالعه اقتصاد ، كه يكي از علوم اجتماعي و رفتاري محسوب مي شود ، مي تواند به عنوان پايه اي در حل مشكلات تجاري ، به منظور اخذ تصميم هاي مهم سياسي و يا حتي براي يافتن راه حل مشكلات مالي خانوادگي هر فرد مورد استفاده قرار گيرد. آلفرد مارشال ( Alfred Marshall ) در كتاب اصول اقتصاد ( Principles Of Economics ) اقتصاد را به صورت « مطالعه انسان در تجارت روزمره » تعريف كرد. ساير نويسندگان اقتصاد را « علم ثروت » ناميده اند و يا چنين اظهار نموده اند كه مطالعه چگونگي تنظيم توليد ، مصرف و فعاليتهاي مبادله اي افراد ، وظيفه اقتصاد است .

امروز ، يكي از وظايف عمده علم اقتصاد گرد آوري آمار و تجزيه و تحليل ، تشريح يا توضيح رابطه اقتصادي غامضي است كه ميان پول ، توليد ، قيمتها ، بي كاري و ساخت مالياتي ( به صورتي منطقي و با مفهوم در ارتباط با يكديگر ) وجود دارد. متاسفانه ، دقتي كه محققين علوم فيزيك ، شيمي يا ساير علوم فيزيكي به دست مي آورند ، براي يك اقتصاددان فراهم نمي شود، زيرا او نمي تواند هنگام اجراي يك آزمايش ، رفتار مردم اجتماع را تحت كنترل خويش داشته باشد. دقت در مشهودات و توجه به جزييات در اكثر موارد رابطه درست ميان علت و معلول در پديدار هاي اقتصادي را نشان مي دهد . اين چيزي است كه اقتصاددانان اغلب بايد از آن آگاهي داشته باشند.

تمام نظامهاي اقتصادي و همچنين افراد و دولتهاي محلي پيوسته با مشكلي آزار دهنده و بسيار مهم روبرو هستند : چگونه نياز هاي نامحدود انسان براي كالا و خدمات را مي توان با كالا هاي موجود كه عرضه اي به شدت محدود دارند ، برآورده ساخت. نظر به اينكه فقط درصد كوچكي از كالاهاي مورد نياز عملاً مي توانند در هر نقطه از جهان توليد شوند ، جوامع اقتصادي با مشكل اساسي ندرت ( كميابي ) روبرو هستند. 

ندرت ( كميابي ) ، مردم را وا مي دارد تا انتخاب كنند و هر اقدام ممكن را در جهت بهترين استفاده از كالاها و خدمات انجام دهند. انتخاب كردن عملاً به اين معني است كه براي به دست آوردن مقدار بيشتر از يك چيز بايد مقدار كمتر از چيز هاي ديگر برداشت.
 

ابزارهاي اقتصادي عبارتند از : آمار كه شامل گرد آوري ، تحليل و تفسير انواع داده هاي عددي مي شود ؛ حسابداري كه به رابطه ميان توليد ، قيمتها ، سود ، موجودي انبار ، سطح كارايي و هزينه ها مي پردازد ؛ و رياضي كه نمودار هاي هندسي و نشانه دهي خيالي را براي گسترش نظريه هاي پيشرفته اقتصادي به كار مي گيرد.

اقتصاددانان به تمام پديدارهاي انساني ، در ارتباط با فعاليت هايي كه در جهت برآورده ساختن خواسته ها انجام مي گيرد، علاقه مندند و پيوسته در پي يافتن راههايي براي تشريح اهميت اقتصادي حوادث گذشته و كشف كارآمد ترين راه دستيابي به هدف هاي مطلوب هستند. 

تجزيه و تحليل اقتصادي به شدت بر « الگوسازي » تكيه دارد. الگوسازي برخورد ساده شده اي با دنياي اقتصادي است كه استفاده از منطق استنتاجي را براي تحصيل فرضيه هاي مفيد عموميت دادن به شرايط موجود در جهان واقعي ، مجاز مي شمارد. براي تاييد و تصديق فرضيه هايي كه در الگو سازي بسط داده شده اند ، اقتصاد دانان اقدام به « تحقيقات تجربي » بر اساس گرد آوري و تحليل اطلاعات واقعي موجود، مي نمايند. 

اقتصاد عملي يا مهندسي اقتصاد ، توجه خود را به مفاهيم عملي اصول اقتصادي و نظريه ها معطوف مي دارد تا بتواند تغيير و بهبودي در اقتصاد به وجود آورد . اقتصاد توضيحي مي كوشد تا انواع داده ها ، واقعيات ، و حوادث مربوط به جنبه خاصي از مشكل دروني يك اقتصاد را گردآوري و طبقه بندي نمايد.

براي تمركز يافتن بر انديشه مستقيم اقتصاد بايد از سفسطه ي تركيب اجتناب نمود. به عنوان مثال:

اگر كشاورزي آنقدر خوش شانس است كه در يك سال به خصوص مقداري استثنايي محصول توليد نمايد ، مي توان به اين نتيجه گيري درست رسيد كه درآمدش افزايش خواهد يافت ، 
ولي اين باور كه چنين نتيجه اي براي تمام كشاورزان يك گروه صادق است ، اشتباه خواهد بود . در حقيقت اگر ، تمام كشاورزان موفق به توليد بيش از حد متعارف در يك سال شوند ، به احتمال زياد درآمد آنها كاهش مي يابد ، البته با فرض آنكه دولت در جهت تثبيت قيمت اقدامي به عمل نياورد . به بيان ديگر ، تعميم ، هر چند هم كه در يك سطح تحليل اقتصادي كاملاً صحت داشته باشد ، احتمالاً براي ساير سطوح اقتصاد درست نخواهد بود

تعريف اصطلاحات و کلمات كليدی در علم اقتصاد

كالا :

به چيزي اطلاق مي شود كه مصرف كننده با مصرف آن احساس رضايت نمايد. كالا به دو شكل مادي و غير مادي تفكيك مي شود. به كالاي غير مادي اصطلاحاً « خدمت » اطلاق مي شود.


كالاي مجاني :

كالايي است كه به فراواني در دسترس باشد و مصرف كننده با قيمت صفر هر آنچه را كه بخواهد بتواند داشته باشد و مصرف كند.

كالاي اقتصادي :

به كالايي اطلاق مي شود كه مصرف كننده نمي تواند در قيمت صفر هر اندازه كه بخواهد داشته باشد.


كالاي مصرفي :

مانند كره، بنزين، مداد و ... ، كالاهايي هستند كه براي ارضا احتياجات و خواسته هاي افراد مورد استفاده قرار مي گيرند.

كالاي سرمايه اي:

مانند تراكتور، ماشينهاي چاپ، ماشينهاي نساجي و ... ، كالاهايي هستند كه در توليد كالاهاي ديگر مورد استفاده قرار مي گيرند.

كالاي خصوصي :

مانند لباس، كيف، كفش و خودكار از جمله كالاهاي خصوصي مي باشند.


كالاي عمومي :

مانند جاده، پل و خدمات نيروي انتظامي از جمله كالاهاي عمومي هستند.

كميابي :

يك كالا يا يك عامل توليد هنگامي كمياب است كه در قيمت صفر ، ميزان تقاضا از عرضه آن تجاوز نمايد.

انتخاب :

انسانها داراي خواسته هاي نامحدود، متعدد و متنوع هستند. اما چون در تأمين خواسته ها با كميابي يعني با محدوديت منابع و امكانات رو به رو مي باشند، بايد از بين خواسته هاي خود انتخاب كنند.


هزينه فرصت :

فرصت يا فايده ( يا درآمد ) از دست رفته بهترين انتخابي كه مي توانست به جاي انتخاب مزبور با صرف همان مقدار منابع و زمان به كار رفته صورت گيرد.

توليد :

فرايندي است كه در آن ، يك يا چند نهاده ( عوامل توليد ) جهت ايجاد يك يا چند ستاده ( كالا و خدمت ) به كار گرفته مي شود.

عوامل توليد:

كار، سرمايه، مديريت و منابع طبيعي كه در جريان توليد به كار گرفته مي شوند به عوامل توليد موسوم مي باشند.


كار :

تلاش و كوششي كه انسان در جريان توليد اعمال مي كند.

سرمايه :

ماشين آلات، ساختمان و ساير تجهيزات مورد نياز در جريان توليد.

خانوار :

متشكل از گروهي افراد است كه درآمد خود را به روي هم مي ريزند و مالكيتشان بر اموال و داراييها به صورت مشترك مي باشد و تصميم هاي اقتصادي را به طور مشترك اتخاذ مي كنند.


بنگاه :

نهادي است كه عوامل توليد را از خانوارها خريداري مي كند و با به كارگيري آنها در فرايند توليد، كالا و خدمات نهايي را ايجاد مي كنند.

قيمت :

مبلغي است كه براي يك ميزان معين، از كالا و خدمات پرداخت مي شود. قيمت ها در واقع علائمي هستند براي تصميم گيري اقتصادي.
 
 

 

برگرفته از بورس كالا

Comments